کارگاه آموزشی عمومی + تولد پنجمین سال رهایی مسافر علی
شنبه 12 خرداد 1397ساعت06:00 ق.ظ|نوشته ‌شده به دست همسفر ام البنین | ( نظرات )

جلسه یازدهم  از دور سی چهارم  سری کارگاه‌های آموزشی عمومی  کنگره 60 نمایندگی سمنان روزهای پنج شنبه  با استادی مسافر آقای قاسم و نگهبانی مسافر آقای علی و دبیری مسافر  آقای مهدی با دستور جلسه"در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کرده ام؟"در تاریخ 97/03/10 رأس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.

در ادامه مراسم تولد پنجمین سال آزاد مردی کمک راهنما محترم ؛ مسافر آقای علی را با شکوه فراوان در کنار هم جشن گرفتیم.



خلاصه سخنان استاد :

در ابتدا میلاد باسعادت امام حسن مجتبی را به شما تبریک عرض می‌کنم. دستور جلسه امروز بسیار کلیدی و مهم است. در پیامی گفته‌شده همه ما برای آموزش و خدمت پا به حیات نهاده‌ایم. ابتدا آموزش سپس خدمت درست. در این راه وقت بسیار لازم است. غذای نیمه‌پخته یا خام قابل‌خوردن نیست. در انجام فرامین الهی باید بسیار دقت نماییم تا بتوانیم بدانیم بهترین راه کدام است «در ادامه باید بدانیم» هر مجموعه یا سازمان که افراد یا اعضای تشکیل‌دهنده آن از دل جامعه بر خواسته‌اند که درنتیجه مردم‌نهاد هستند «اصطلاحاً ان جی ا میگوییم. این سازمان‌ها برای پیشبرد مقاصد از پیش تعیین‌شده و حفظ و بقاء و رشد خود از دو پارامتر مهم بهره می‌برند. پارامتر اول نظام اداری و پارامتر دوم آموزش است. در کنگره 60» تا به امروز «با موفق بودن اعضاء در دو محور علمی یا آموزشی و محور مالی یا اقتصادی و با جاری بودن این دو محور در بین اعضاء» توانسته به ظلع سوم که پیشرفت است برسد.

همان‌طور که میدانید این گروه از سازمان‌ها یا ان جی اوها می‌بایست به‌صورت خودجوش و خود مرکز باشند و وابسته به هیچ ارگان دولتی و غیردولتی نباشند که این لازمه یک سازمان مردم‌نهاد است. بنیان‌گذار کنگره 60 آقای مهندس سال‌ها به این مهم اشاره‌کرده و به نقل از ایشان داریم که*هیچ‌کس به‌اندازه خود مسافران کنگره 60 نمی‌تواند برای کنگره فکر کند، این خود ما هستیم که برای کنگره و خودمان فر می‌کنیم. نمی‌خواهیم گدایان سامرا باشیم. ایشان این مهم را چه در بحث مالی و چه در بحث علمی به‌عنوان یک تکلیف برای هرکدام از ما واجب دانسته‌اند.باید بدانیم هنگامی‌که از واژه تکلیف استفاده می‌شود هرکدام از ما برحسب فهم، شرایط، ظرفیت و ویژگی خود می‌بایست قدم برداریم. با توجه به اینکه ما در کنگره نیاز به خلق، تولید، ابتکار زایش داریم. خارج از کنگره نه کسی به ما کمک می‌کند و نه می‌خواهیم کسی به ما کمک کند.

دکتر حاج رسولی در کنفرانسی می‌گوید (من از آقای مهندس دژاکام یاد گرفتم، گاوی که نان گدایی بخورد هیچ‌وقت خوب زمین را شخم نمی‌زند.) بنابراین ما نه می‌توانیم و نه می‌خواهیم دست گدایی به‌سوی غیر دراز بکنیم و این سازمان و یا جمعیت باید خودکفا باشد. همان‌طور که از تعریفش پیداست، یک‌نهاد خودجوش و خودمحور.خدا را شکر می‌کنم همیشه در این راه موفق بوده و هستیم. ما امروزه بیش از سی و خورده‌ای شعبه داریم. کنگره به لطف خداوند و اعضایش در خیلی نقاط ملک و زمین خریداری کرده است. درزمینهٔ علمی هم خیلی موفق بوده به‌طوری‌که امروزه با بسیاری از مراکز علمی و تحقیقاتی و همین‌طور دانشگاه‌ها در ارتباط و مراوده است. دریکی از نوشتار‌هایی که هر جلسه در کنگره قرائت می‌شود آمده (کنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی است) که ما بایستی نسبت به این تعاریف و واژه‌ها توجه داشته باشیم و مفهوم آن‌ها را ارج بنهیم.

قسمت دوم جشن تولد:

در مورد تولد آقای کرات، همان‌طور که همگی مستحضر هستید، آقای کرات در اسفندماه سال 89 وارد کنگره شدند و در سال 91 به رهایی رسیدند. ایشان متولد شهمیرزاد و ساکن همان‌جا هستند. ایشان جهت حضور در کنگره هفته‌ای 3 بار در گرما و در سرما به شکل خستگی‌ناپذیری در جلسات حضور می‌یافت.برعکس چهره امروزشان، در آن زمان با چهره‌ای مشوش و پریشان و با دشواری‌های فراوان در جلسات حضور می‌یافت . دلیل اصلی دشواری‌ها این بود که ایشان با داشتن لیسانس ژنتیک و به‌واسطه جایگاهی که در محل کار، اجتماع و بین فامیل داشتند نمی‌بایست کسی از موضوع اعتیاد و کنگره مطلع می‌شد . تمامی این مسائل در لژیون مشکلاتی را برای راهنما به وجود می‌آورد که البته این در مورد همه راهنماها مشترک است . این مخفی‌کاری‌ها تا جایی بود که حتی بعد از گذشت دو ماه و نیم از شروع سفر همسر او از این موضوع بی‌خبر بود تا اینکه در یکی از جلسات از او خواستم همسر خود را به عنوان همسفر به کنگره بیاورد .به یاد می آورم آقای کرات همواره می گفت، اگر همسرم از موضوع مطلع شود من را هفت طلاقه می کند که به باور خود من هم همینطور بود. اما من در جواب به او می گفتم نگران نباش و امید داشته باش  همانطور که در نوشتاری گفته شده شما به آنچه که علاقه داری مشغول باش و در ادامه آن مشکل و یا موضوع حل خواهد شد در روزی که قرار بود همسفر ایشان به کنگره بیایند، برنامه ریزی کردیم تا همسفرشان با تماس مستقیم با یک مشاور خوانواده توجیه شوند که با موفقیت انجام شد.

از آن روز به بعد، همسفر او خانم کرات به عنوان دو بال پرواز برای مسافرش قرار گرفت و سبب گردید تا علی آقا قدمهایش را مستحکمتر از گذشته در این راه بردارد آنروز بود که اشک شوق در چشمان علی آقا نقش بست من هم بسیار خوشحال شدم ایشان رهجوی آرامی بود اما گاهی گریزهایی هم داشت. تا اینکه یک روز عذرش را خواستم و مجبور شدم جهت اخراجش از لژیون اقدام کنم . منتهی با گمانه زنی و رای زنی مرزبانی و صحبت کردن با همسفرشان و راهنمای همسفرشان تصمیمم را لغو کردم و ایشان هم عزمش را جزم نمود تا با حضوری جدی تر در لژیون خود را به رهایی برساند که موفق هم شد  ایشان به عنوان خدمت گذار و مرزبان و حالا هم به عنوان راهنما و لژیونر خدمت کرده و می کند از محاسن ایشان تواظع و خشوع در رفتار با دیگران می توان نام برد .من این روز زیبا را به خودشان و به هم‌سفرشان خانم کرات و به پسر کوچولویشان پرهام عزیز و همین‌طور به راهنمای هم‌سفرشان خانم حافظی تبریک می‌گویم، به داداش لژیونی‌ها و ره‌جویان تحت پوششان و خانواده بزرگ کنگره 60 و شعبه سمنان و راهنمایان و مرزبانان و ایجنت محترم شعبه و همین‌طور به بنیان‌گذار کنگره 60 آقای مهندس و همسفران ایشان خانم آنی و استاد امین و به‌خصوص به راهنمای خودم آقای صداقت تبریک عرض می‌کنم و بهترین‌ها را برایشان آرزومندم.

در ادامه  مراسم  تولد پنجمین سال آزاد مردی کمک راهنما محترم ؛ مسافر  آقای علی را با شکوه فراوان در کنار هم جشن گرفتیم. 



اعلام سفر ایشان:
(مدت تخریب: 5سال.) (آنتی ایکس مصرفی : تریاک ) (مدت سفر: 12ماه و 8 روز ) (نام راهنما: آقای قاسم )  (ورزش مورد علاقه: والیبال) (رهایی : 5 سال و 5 روز )
سفر سیگار:
(مدت تخریب: 10سال.) (آنتی ایکس مصرفی : سیگار ) (مدت سفر: 10ماه و 5روز ) (نام راهنما: آقای رضا )  (ورزش مورد علاقه: والیبال) (رهایی :  16 روز )


آرزوی تولد ایشان : امیدوارم از این پس بیشتر شاهد حضور راهنمای عزیزم در جایگاهای خدمت کنگره باشیم.

خلاصه سخنان مسافر آقای علی :

سلام دوستان علی هستم مسافر

ممنون از آقای حافظی که توضیح دادند که چرا و چگونه و چطور و به چه نحوی سفر کردم و امروز در چه جایگاهی هستم. امروز داشتم قیاس می‌کردم تولدهای گذشته خودم یک‌سالگی سه‌سالگی و امروز پنج‌سالگی را دارم تجربه می کنم.این‌که ببینم چه اتفاقی برای من افتاده و چه تغییری کردم و یک فرقی که تولدهای سال‌های قبل من داشته با امروز و هر چه قدر جلو می‌روم دارم به این نتیجه می‌رسم که خیلی کمتر می‌دانم. سال اولی که به این جایگاه رسیدم فکر می‌کردم که به خیلی چیزها دست پیدا کردم و سال سوم فهمیدم که خیلی چیزها را باید به دست بیاورم والان می‌فهمم که هرچقدر جلوتر می‌روم بیشتر دوست دارم بدانم و باید بیشتر از این حرف‌ها کارکنم و قدم بردارم. درمان اعتیاد پایان راه نیست و سر در کنگره نوشته‌شده که جمعیت احیای انسانی ٬ ما قرارِ اینجا احیای انسانی بشویم و برای رسیدن به جایگاه والای انسانی باید بسیار، بسیار تزکیه و پالایش صورت بگیرد و همه‌ی ما در ابتدای مسیر هستیم و قدم‌های محکم‌تری برداریم.

و مشکلات را هم بررسی می‌کنم می‌فهمم که این‌ها هم صور آشکار و پنهان دارد و خیلی مشکلات و مسائلی که به‌واسطه مصرف مواد تخریب ایجادشده و خیلی‌ها رو توانستم حل کنم ولی خیلی از مسائل را با آن درگیرم ولی بهش فکر نمی‌کنم شاید همان فرق عمل سالم و عمل به‌ظاهر نیک باشِ و کارها رو انجام می‌دادم به‌واسطه‌ی این‌که عمل سالم را پیش گرفتم ولی الآن می‌بینم مسیر بسیار طولانی ست و بسیار فاصله‌دارم تا هدف‌. برای پیشرفت در این مسیر مطمئناً وجود یک راهنما الزامی است و این فرصت را کنگره به من داده و در کنار استادی مثل آقای حافظی بودن یک توفیق برای من هست و از ایشان تشکر می‌کنم که مسیر را خیلی برای من هموار کردند و اگر ایشان نبود مطمئناً من هم در این جایگاه قرار نداشتم. چه در صور آشکار که در لژیون استفاده می‌کردم و چه در فرازهای دیگری در صور پنهان که به ایشان تکیه می‌کردم و امیدوارم همیشه در خدمتشان باشیم با تمام وجود به ایشان احترام می‌گذارم و دوستشان دارم و امیدوارم قدر حضور چنین اساتیدی را بدانم حتی قدر دانستن و احترام به خانواده را کنگره به من یاد داد و بدانم که یک هم‌سفری در کنارم قرار دارد که بسیار محکم‌تر از من قدم برداشت و ایشان اگر کمک نمی‌کردن نمی‌دانم چه اتفاقی می‌افتاد و همیشه به رهجو هام سفارش می‌کنم که هم‌سفرهای خودشان را به کنگره بیاورند و یاد بگیرند و آموزش بگیرند. قدر بدانیم حضور هم‌سفران را در کنگره و امیدوارم کسانی که هم‌سفرشان حضور پیدا نمی‌کنند انشاالله اذن صادر بشود و حضور پیدا کنند.

تشکر و سپاس گذارم از هم‌سفر عزیزم و با نهایت تواضع و احترام از ایشان قدردانی می‌کنم و مدیون هم‌سفرم هستم پسر عزیزم پرهام٬ وجودش کنگره‌ای هست و واقعاً منش کنگره‌ای داره و آن منش ٬ محبت بی‌دریغش بود برعکس چهره‌ی جدی‌اش ٬بسیار بامحبت و مهربان هستند دوستش دارم. از کمک راهنمای هم‌سفرم سرکار خانم حافظی تشکر می‌کنم که یک‌زبان واحد سخن گفتن را به ما یاد داد و همواره از آموزش‌های ایشان استفاده می‌کنیم از همه‌ی دوستان و اعضای کنگره تشکر می‌کنم که در جشن ما شرکت کردید ی تشکر‌ ویژه خدمت ایجنت محترم جناب آقای ربیعی عزیز که راهنمای سیگار من بودند و بسیار استفاده کردم از محضر ایشان و خیلی مواقع در مشکلات من را یاری کردند. از مرزبانان محترم تشکر می‌کنم و نهایت سپاس گذاری رادارم...

خلاصه سخنان کمک راهنمای همسفر خانم حافظی :

گفتنی‌ها در مور خانم مرضیه زیاد است. ایشان فردیست واقعاً صبور با استقامتی  زبانزد و  آرامشی که امروز نصیب ایشان شده به خاطر همان صبر و استقامتی بوده که سال‌ها کنار مسافرش داشته است. یادم هست که در سفر اول: مسافرش در مقطعی از سفر، خراب کرده بود؛ اما همسفر مرضیه هیچ شکایت و گله‌ای را به زبان نیاورد. از همان ابتدای راه آموخته بود که: برای خودش به کنگره بیاید، آموزش‌ها را بگیرد و روی خودش کاربردی کند، به‌عبارت‌دیگر: دوربینش روی خودش باشد نه مسافرش! و این مسئله باعث شد به‌درستی حرکت کند، آرام باشد، صبر و استقامت داشته باشد و بتواند امروز شاهد زیبایی‌های زندگی‌اش باشد. من در این سال‌ها جز فرمان‌برداری  از وی ندیدم و ایشان همیشه سعی کرده‌اند که: حد و حریم را با من (به‌عنوان راهنما) رعایت نمایند. رعایت این حریم و فاصله باعث گردیده ایشان: بروز باشند، درست حرکت کنند و همیشه سعی کنند عمل سالم را پیاده کنند و آن چیزی که درست است، عملی کنند. خانم مرضیه امسال پیمان وادی هشتم را به اجرا درآوردند و نشان آن را گرفتند و این امر نشان‌دهنده جاری بودن و حرکت ایشان در این مسیر و صراط مستقیم است. به او و مسافرش تبریک میگویم و امیدوارم ره‌جویان خوبی را تربیت کنند و تحویل کنگره بدهند.

خلاصه سخنان همسفر خانم مرضیه :

خدا را بابت اینکه کنگره را سر راه ما قرارداد، همیشه سپاس گذارم. شاید امروز نتوانستم ذره‌ای از عظمت و بزرگی کنگره را درک کنم، اما هنگامی‌که به زندگی و گذشته‌ی خود و مسافرم دقت می‌کنم و با امروز مقایسه می‌کنم متوجه ی کار بزرگی که کنگره انجام می‌دهد می‌شوم. از گذشته صحبت نمی‌کنم چون مسلماً هر کس به‌اندازه خود تلخی‌های دوره‌ی اعتیاد را درک کرده است. در مورد امروز و تغییراتی که در زندگی من و مسافرم رخ‌داده است و امیدوارم در آینده هم اتفاق بیافتد صحبت می‌کنم. امروز حالمان خوب است، درست است سفر دوم هم سخت است و هم سهل: سختی‌ها و مشکلات وجود دارد و مطمئناً هم باید باشد و جزئی از زندگی است، بااین‌حال خدا را شاکریم که با تمام این مسائل و مشکلات حالمان خوب است و این حال خوش را مدیون: خانواده بزرگ کنگره: جناب آقای مهندس، سرکار خانم آنی، استاد امین و راهنمایانمان (آقای حافظی و خانم حافظی) هستیم. این دو عزیز در زندگی ما بسیار تأثیرگذار بوده و هستند، خدا را بابت حضورشان شکر می‌کنم، واقعاً برکت حضورشان را لحظه‌به‌لحظه در زندگی درک و احساس می‌کنم. خدا را سپاس گذارم که در کنار همسر عزیز و فرزندم پرهام هستم. به علی عزیزم تبریک میگویم و به او افتخار می‌کنم که: باوجود ترس و استرسی که ابتدا در وجودش بود، شجاعت داشت و سفر کرد و امروز در این جایگاه قرار گرفت. از همه سپاسگزارم.

 ادامه این مراسم و جشن با شکوه و بسیار زیبا به روایت تصویر؛








تقدیر و تشکر اعضاء لژیون پنجم از ایشان























خدمتگزاران جلسه


منبع : وبلاگ کنگره 60 مسافران نمایندگی سمنان
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات