کارگاه آموزشی عمومی + تولد آزاد مردی مسافر کاظم
جمعه 1 تیر 1397ساعت11:58 ب.ظ|نوشته ‌شده به دست همسفر ام البنین | ( نظرات )

جلسه چهاردهم از دورسی چهارم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی سمنان روزهای پنج شنبه  با استادی مسافر آقای داوود و نگهبانی مسافر آقای علی و دبیری موقت مسافر  آقای عمار با دستور جلسه"وادی دهم و تاثیر آن روی من"در تاریخ 97/03/31 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

در ادامه مراسم تولد پنجمین سال آزاد مردی؛ مسافر آقای کاظم را با شکوه فراوان در کنار هم جشن گرفتیم.

ادامه مطلب

خلاصه سخنان استاد:

مجموعه‌ای از گفتار و کردار و رفتار ما  صفت ما را می‌سازد. در مقطعی از زمان من شاداب و سالم بودم و وقتی وارد اعتیاد شدم به خاطر اینکه با آدم‌های مصرف‌کننده هم حس شدم تأثیرشان روی من سبب گردید صفات من نیز تغییر کند و صفات خوب من تبدیل به صفات بد شود. هنگامی هم که برای دستیابی به رهایی وارد کنگره شدم. می‌بایست با گروهی که با من وجه اشتراک دارند هم حس شوم و صفت بد خود را تغییر دهم. وادی دهم هم هشدار می‌دهد و هم امیدواری. هشدار به این منظور که درست است که از تاریکی‌ها خارج‌شده‌ای ولی الآن در لب پرتگاهی اگر خطا کنی و اطلاعاتت بروز نباشد هیچ تضمینی وجود ندارد  که دوباره به تاریکی‌ها بازگشت نکنی. پیام امیدواری که وادی دهم می‌دهد: همه‌چیز در هستی در حال حرکت و تغییر است و هیچ‌چیز سکون ندارد. می‌توان تغییر کرد تبدیل شد و روبه‌جلو حرکت نمود. همین‌که مسافریم  و در کنگره حضور داریم و می‌خواهیم رذایل را به فضایل تبدیل کنیم و صفات بد را به صفات خوب تبدیل کنیم نشانه‌ی جاری بودن و درحرکت بودن انسان است.

اگر صفت تغییر نکند کارهایی ک بایدها و نبایدها را به دنبال دارد انجام نشود صفات بد گذشته باقی می‌مانند و هیچ تضمینی وجود ندارد؛ مثلاً یک سال از رهایی مسافری می‌گذرد و  فرد توهم دانایی می‌گیرد که من همه‌چیز را میدانم؛ و دیگر در کنگره حضور ندارد. همین امر سبب بازگشت فرد می‌گردد. باید بازیگر کنگره بود و اگر فرد در کنگره نباشد یعنی بازیگر جای دیگری است. شیطان دشمن قسم‌خورده انسان است که در ماده قرار دارد؛ پس باید در کنگره حضور داشت آموزش گرفت و بروز بود به‌عبارت‌دیگر تا پایان عمر مسافر بود درحرکت و تغییر بود. انسان جاری است یعنی باگذشت زمان جایگاه، صفت و حس او تغییر می‌کند. سفری را آغاز نمودیم که پایانی ندارد پس بایستی گوش‌به‌فرمان بود خدمت گذار بود، به‌موقع حضور داشت و... . خواست بسیار مهم است. خواست برای تغییر نمودن خواست برای حرکت کردن خواست برای خروج از تاریکی‌ها و... انسان باید با تمام وجود خواسته داشته باشد و این خواسته انسان را به حرکت وا می‌دارد. ما در هستی دائماً در حال جنگ هستیم جنگی بین خود و اهریمن پس بایستی غرور و منیت را که سبب میشود انسان زمین بخورد را رها کنیم و دانایی کسب کنیم و به روز باشیم. بدانیم که در زمان مصرف ممکن است ما سبب شده باشیم که مثلاً 10 نفر مصرف‌کننده شده باشند بنابراین هنگامی‌که رها شدیم متعهد هستیم تا بتوانیم 10 نفر را با راهنما شدن به رهایی برسانیم.

 اما بخش دوم جلسه پنجمین سال تولد آقا کاظم است.

چه چیز باعث شد کاظم امروز اینجاست؟ آیا صفت زشت اعتیاد، آیا آن صفات زشتی که به‌واسطه‌ی اعتیاد باعث شد به اینجا برسد؟ آن‌کسی که مصرف‌کننده است واقعاً آرزو دارد یک روز مواد نزند و سالم باشد. پس چیز کمی را به دست نیاورده است که یک سال دو سال... پنج سال رهایی یافته است. درگذشته، تقریباً 8 سال قبل، کسی که یک سال رها می‌شد به او می‌گفتند آزادمرد. مهندس این مسئله را عوض کرد (نه آنکه سر را بتراشد، قلندری داند، نه آن‌کس که آیینه بردارد سکندری دارد) و آزادمردی به 5 سال تغییر یافت تا دیده شود مسئله‌ی رهایی فرد واقعی است و یا وانمود کردن است. من به کاظم عزیز تبریک میگویم، سفر اول خیلی خوبی داشت. یکی از موضوعاتی که باعث شد کاظم امروز بتواند 5 سال رهایی‌اش را جشن بگیرد گوش‌به‌فرمان بودن و خدمتگزار بودنش بود. 

در لژیون و مطالب و سی‌دی‌هایی که باید نوشته می‌شد را می نوشت، در حضور و غیاب‌ها کمتر غیبت داشت کمتر نافرمانی می‌کرد. میدانید چرا کاظم کمتر نافرمانی می‌کرد و کمتر غیبت داشت؟ برای اینکه خواست قوی داشت. خواست خیلی مهم است. خواسته داشتن و با تمام وجود خواستن برای رهایی. برای رهایی باید بیشتر و بهتر خواست داشت. یکی از مهم‌ترین کارهایی که کاظم انجام داد سفر سیگار بود. درمان سیگار از نقش بسزایی برخوردار است به صورتی که می‌توان آن را کامل‌کننده‌ی درمان مواد مخدر در کنگره دانست. من بسیار خوشحالم و برای کاظم عزیز و خانواده‌اش آرزوی موفقیت و بهترین‌ها رادارم به همسفر کاظم تبریک میگویم که کنارش بود و هست  که هرچقدر هم که کاظم کمرنگ بود او جایگاه‌های مختلف خدمت کرد و این نتیجه این است که ما باید قدردان و خدمتگذار باشیم.متشکرم 

اهدای گل نمادین به دو نفر از عزیزان نمایندگی سمنان

در ادامه  مراسم  تولد پنجمین سال آزاد مردی، مسافر  آقای کاظم را با شکوه فراوان در کنار هم جشن گرفتیم. 

اعلام سفر ایشان:
(مدت تخریب: 15سال) (آنتی ایکس مصرفی : تریاک، شیره ) (مدت سفر: 13ماه) (نام راهنما: آقای داوود) (ورزش مورد علاقه: والیبال) (رهایی : 5 سال )
سفر سیگار:
(مدت تخریب: 28سال) (آنتی ایکس مصرفی : سیگار) (مدت سفر: 12ماه ) (نام راهنما: آقای رضا) (رهایی: 25 روز )



آرزوی تولد ایشان : امیدوارم شال کمک راهنمای را بر شانه های خودم و همه شما ببینم.

خلاصه سخنان مسافر آقای کاظم :

سلام دوستان کاظم هستم مسافر

نمی‌خواهم امروز گذشته‌ها رو بیاد بیاورم امروز اینجا نشسته‌ام فقط به خاطر یک نفر و آن‌هم همسفران هستند، آقای علی‌اکبر که گل نمادین را امروز گرفتند، گفتند من سی‌وشش ساعت هست آزاد و رهاشده‌ام، چه زود گذشت این سی‌وشش ساعت‌ها، پنج سال، پنج سالی که نه‌تنها بلکه خانمم بی‌نهایت زحمت کشید، بی‌نهایت. من مصرف می‌کردم ترکش‌ها رو اون می‌خورد، من مصرف می‌کردم اون زجر می‌کشید. نمی‌دانست، مواد در دست من ندیده بود من شانزده سال مصرف‌کننده بودم یک‌بار از من و در دست من ندید. به‌واسطه شرایط شغلی که داشتم،جا و مکانی که داشتم بیرون می‌کشیدم و در خانه نمی‌کشیدم در این شانزده سال به‌جرئت می‌توانم بگویم که یک‌بار وسایل مصرف از من ندیده است.بااینکه من نمی‌خوردم و فقط می‌کشیدم، می‌کشیدم و ظلم و ستم می‌کردم به ایشان، من تریاک می‌کشیدم اون زجر می‌کشید جایگزین تریاک من را، ترکش‌های مواد را ایشان. امروز نشسته‌ام در این جایگاه فقط از خانم تشکر کنم  تو خانواده‌ای من مادرم فقط  می‌دانست که هرازگاهی من تریاک می‌کشم هیچ‌کس دیگر نمی‌دانست چون ندیده بودن از من، چرا می‌گویند مصرف‌کننده خودش آخرین نفری هست که متوجه می‌شود که خودش مصرف‌کننده است. اما زمانی هست که می‌بینند و توی دستش با رفیق‌هایش می‌بینند اما تو دست من کسی ندید با هیچ رفیقی من را ندیده بودند که مواد مصرف کنم چون کلاً تنها می‌کشیدم و آدم جمع نبودم، می‌کشیدم خونِ هم را به آتش می‌کشیدم، پنج سال نه 17سال پا به‌پای من ایستاد یعنی» من زمانی که نامزد کردم، نامزدی اعتیاد نه نامزدی زندگی، ازدواج کردم مصرف‌کننده بودم تا پنج سال پیش، هیجده سال،17 سال با من ساخت تحمل کرد ولی زندگی‌اش را ساخت آدمی بودم من هشت  صبح، نه صبح می‌رفتم سرکار ساعت یک‌شب میامدم و می‌خوابیدم.

 ساعت پنج می‌رفتم ساعت نه شب می‌آمدم. آن‌قدر تخریب داشتم و آسیب زدم که پنج‌ساله دارم کار می‌کنم هنوز نتوانسته‌ام جبران خسارت کنم.الآن هم هنوز به تعادل نرسیدم اصلاً بحث مادیات نیست .تعادل روحی، تعادل فکری و تعادلی که با خانواده داشته باشم با دو تا حرف رو سومی بدون استثنا از کوره درمی‌روم، ترکش‌های اعتیاد رو هنوز دارم، تخریب‌های اعتیاد رودارم، شاید مصرف نمی‌کنم درسته دنبال اعتیاد نمی‌روم، درسته رفیق‌های اعتیاد رو خط زدم، درسته شماره‌هایشان رو پاک کردم اما به تعادل نرسیدم. البته خدا رو شکر از زمان مصرف خیلی بهتر شدم و با آموزش‌های کنگره‌دارم دانایی خودم را بالا می‌برم تا بتوانم کاربردی کنم.من امروز اگر دست‌های خانمم را ببوسم کم‌کاری کرده‌ام. من آدمی بودم که زمان شروع سفر، دو ماه ونیم توی پارک جزوهایم را می‌خواندم و سی‌دی‌هایم را توی تاکسی گوش می‌کردم چون شغلم راننده تاکسی بود. سه ماه‌خانمم نمی‌دانست بعد سه ماه وصل شد البته خواسته خدا بود.آمدند قشنگ آمد و چسبید و قشنگ چسبید خدمت کرد دو دوره جایگاه مرزبانی را تجربه نموده‌اند.شاید امروز ماندن من اینجا و قشنگ صحبت کردن من شاید نه قطعاً و فقط خانمم باعث شد و هیچ‌کس دیگر نبود و تنها حامی من بود، تنها کسی که حمایتم کرد و با نداری‌هایم ساخت، با بداخلاقی‌هایم ساخت.گذشته‌ها یادم هست و فراموش نکرده‌ام و ان اتفاقات قدیم یادم نرفته هنوز به تعادل نرسیده‌ام، هنوز به آنجای که می‌خواهم نرسیده‌ام و هنوز کار دارد که به آنجا برسم.یک تشکر اصلی هم از راهنمای عزیزم آقا داوود دارم که خیلی کمک من بودند دست ایشان و آقای مهندس را می‌بوسم و از پسرم ، دخترم و مادرم تشکر می‌کنم.از اینکه به صحبت‌هایم گوش کردید،متشکرم

خلاصه سخنان کمک راهنمای همسفر خانم آزاده :

این روز عزیز را به جناب مهندس ٬سرکار خانم آنی ٬استاد امین و خانواده‌ی کنگره ۶۰ تبریک و تنهیت عرض می‌کنم به نمایندگی سمنان ایجنت محترم ٬اسیستانت عزیز و مرزبانان و همه‌ی عزیزان و خود آقا کاظم و هم‌سفرانش تبریک می‌گویم خانم سمیه دقیقاً وادی دهم در او صادق هست و صفت گذشته در ایشان صادق نیست. روز اول با یک اندیشه و تفکر وارد شدند و یک سال بعد با اندیشه‌ی متفاوت و امسال با اندیشه و تفکر بهتری جلو می‌روند. مشکلات زیادی داشتند که این مشکلات براثر مصرف مواد مخدر به وجود آمد و آن رفتارها هیچ‌کدام رفتارهای آقای کاظم نبود خدا رو شکر راهشان را پیدا کردن و امروز ۵ سال رهایی‌شان را جشن می‌گیریم و خانواده‌ای شاد در کنار هم هستند خانم سمیه واقعاً خانمی مهربان هستند و زحمات زیادی کشیدن و امیدوارم شال نارنجی را بر گردن سمیه خانم ببینم و برایش بهترین‌ها را از خدا می‌خواهم و برای دو هم‌سفر دیگرش سلامتی و موفقیت آرزومندم و انشاالله برکت و فراوانی در زندگی‌شان بیشتر بشود. سپاس گذارم

خلاصه سخنان همسفر خانم سمیه :

سلام دوستان سمیه هستم هم‌سفر کاظم 

خدا را شکر که بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم خیلی خوشحالم که کاظم را با آرامش خاصی می‌بینم. قطعاً در کنار یک مصرف‌کننده زندگی کردن سخت هست و گذشته‌ی تاریکی داشتیم خیلی جنجال‌ها و درگیری‌ها در زندگی‌مان بود و خیلی ناخالصی در اخلاق کاظم بود و روز اولی که فهمیدم کاظم یک مصرف‌کننده هست دامادم با من تماس گرفتن و یک ماه طول کشید تا به من بفهماند کاظم یک مصرف‌کننده هست. خیلی سخت بود قبول کنم این قضیه را٬ آن شبی که متوجه شدم با مادر آقا کاظم تماس گرفتم چون کاظم پدر ندارِ و مشکل را به ایشان گفتم و نمی‌توانم کنارش زندگی کنم و مادر به ما گفت الآن دو فرزند داری می‌خواهی چه‌کاری انجام دهی و طی تماس بعدی داداش کاظم به من فهماند که من تا آخر پای شماها هستم و جمله‌ای به من گفت که از ذهنم بیرون نمی‌رود و آرزوی سلامتی برای داداش حسن دارم و این صحبت یک امید بود برای من. دستشان را می‌بوسم دوستشان دارم از همه‌ی فامیلان که تشریف آوردند تشکر می‌کنم و در شادی ما شریک هستند و از همه‌ی شماها تشکر می‌کنم. از خانم منصوری عزیز تشکر می‌کنم مدیون ایشان هستم خدا را شکر بعد از ۵ سال کاظم را  شاداب می‌بینم زندگی آرامی داریم و دوستش دارم و در آخر به همه‌ی عزیزان و خدمت‌گزاران کنگره که زحمت می‌کشند ممنون و سپاس گذارم.

خلاصه سخنان همسفر امیر حسین :

سلام دوستان امیرحسین هستم همسفر کاظم 

روز خوبی امروز و تبریک می‌گویم به پدر عزیزم و مادرم و راهنمای پدرم آقای عرب و خانم منصوری از همه‌شان سپاس گذارم. روی آوردن به مواد مخدر راحت هست ولی دفعش واقعاً طولانی است یکی از محدود خاطراتی که یادم هست حدود ۷ سالم بود سر یک شیطنتی کاملاً بچگانه ٬ ضرباتی به من تحمیل شد که هنوز فکر می‌کنم ناراحت می‌شوم و تحقیری که پیش همسایه‌ام شدم و حتی بعد از ۹ سال بچه همسایه‌ام را می‌بینم نمی‌توانم با او حرف بزنم؛ که اون صحنه‌ها یادش بیاید و تحقیر بشوم؛ اما گذشته‌ها گذشت٬ زمانی که مصرف‌کننده بود به فرش رسید اما آمد در کنگره به رهایی رسید و در حال رسیدن به عرش هست امیدوارم همه شماها آینده‌ای برای خود بسازید ‌که کل خانواده‌ای‌تان لذت ببرند در آخر از همه‌ی شما سپاس گذارم.

خلاصه سخنان همسفر دختر آقا کاظم :

خیلی متشکرم از پدر و مادرم که امروز در این جشن هستیم از کنگره و آقای مهندس و راهنمای پدرم آقا داوود و راهنمای مادرم خانم منصوری تشکر می کنم.

 ادامه این مراسم و جشن با شکوه و بسیار زیبا به روایت تصویر؛




اهدای نشان پنج سال رهایی






















جلسه هماهنگی راهنمایان با دیده بان محترم آقای حکیمی




خدمتگزاران جلسه:




تهیه، ویراستاری متن ها و  تنظیم گزارش


"عرض تبریک و شاد باش اعضاء وبلاگ نمایندگی سمنان را پذیرا باشید"




تایپ متن آقای داوود و عکاس : مسافر جاسم رحیمیان از لژیون هشتم

تایپ متن همسفران : مسافر عمار نجفی از لژیون نهم

تایپ متن آقای کاظم : مسافر محمد صیاد از لژیون دهم

تهیه، ویراستاری متن ها و  تنظیم گزارش : مسافر علی عربی

نمایندگی سمنان

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر مرضیه یحیایی دوشنبه 4 تیر 1397 03:26 ب.ظ
سلام:
خیر مقدم و خو ش آمد خدمت
دیده بان محترم آقای حکیمی
وتبریک و شاد باش به آقای عرب و آقای کاظم
وتبریک و شاد باش به خانم منصوری و خانم سمیه
تا باد چنین بادا
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات