دلنوشته - همسفر خانم عاطفه - معنای هم سفر بودن...
چهارشنبه 5 دی 1397ساعت01:11 ب.ظ|نوشته ‌شده به دست همسفر عاطفه | ( نظرات )


***چه زیبا می‌شود همسفر شد و همسفر ماند***

به‌تازگی کتابی را با عنوان مامان و معنی زندگی مطالعه کردم، کتاب خوب و تأثیرگذاری بود مخصوصاً برای من که آموزش‌هایی درکنگره گرفته‌ام پیام‌های زیادی در برداشت. عادت به یک‌جور تفکر داشتم که ناخودآگاه مرا در مسیری قرار می‌داد که خودم هم از آن مطلع نبودم یا شاید خیلی آن را بد نمی‌دیدم مثلاً اینکه زندگی را یک صحنه سیاه‌وسفید می‌دیدم، آدم‌ها یا منفی بودند یا مثبت. یا صفر بودند یا صد؛ و این دیدگاه غلط هزار رفتار ناخودآگاه غلط برایم به ارمغان می‌آورد درواقع من از انسان‌ها توقع داشتم خیلی خوب و بی‌نقص باشند، یک‌وقت‌هایی هم تلاش می‌کردم تا دیدگاه‌های خودم را به آن‌ها ثابت کنم یا می‌خواستم آن‌ها را تغییر بدهم و اگر موفق نمی‌شدم آن‌ها آدم‌های خوبی در نظرم نبودند. خوب مطلق و بد مطلق. می‌گوییم همه‌ی ضد ارزش‌ها و نیروهای بازدارنده به‌صورت شبکه‌ای عمل می‌کنند و برای حفظ و بقای خود، یکدیگر را تقویت می‌کنند و در جهت رشد و توسعه‌ی خود حرکت می‌کنند  در درون من نیز کمر همت بسته بودند تا با استفاده از جهل خودم مرا ضربه‌فنی کنند. تفکر غلط در ادامه، قیاس، ناامیدی، ترس، کینه، خشم و... را به همراه داشت.

دیگر مهربانی و محبت، خیرخواهی، انعطاف‌پذیری، صمیمیت، ملایمت و همدردی ... در چنگال نیروهای بازدارنده حبس می‌شدند و اجازه نفس کشیدن نداشتند، درواقع قدرت عمل از انسان گرفته می‌شد، کسانی که در تاریکی مطلق هستند بدون فشار روزگار می‌گذرانند، اما کسانی که در مرز بین تاریکی و روشنایی هستند تحت‌فشارند و باید جایی از دست نیروهای بازدارنده کنده شوند و جهش پیدا کنند و با همه‌ی ضد ارزش‌ها یکجا خداحافظی کنند.

بله به این نقطه رسیدم که همه‌ی آدم‌ها معجونی از خوبی و بدی‌اند، یک‌نیمه‌ی تاریک دارند و یک‌نیمه‌ی روشن وزندگی ترکیبی از رنگ‌های متنوع، تیره و روشن است و اتفاقاً همین تضادها و تیره و روشن‌ها در کنار هم منظره‌ای چشم‌نواز و جذاب به وجود  می‌آورد یک صحنه‌ی زیبا بارنگ‌های متنوع را می‌سازد.

دانستم که بیشتر وقت‌ها من خودم تعیین می‌کنم که دیگران روی خوبشان را به من نشان بدهند یا روی بدشان را. دانستم من مسئول تغییر دادن آدم‌ها نیستم و من بایستی یاد بگیرم طوری زندگی کنم که کمترین آسیب به من برسد. انرژی زیادی را صرف کرده بودم تا به مادرم بقبولانم که چه باید بکند و چه‌کاری را نباید انجام دهد و چه خودپسندانه نیرویم را برای تغییر دوست‌داشتنی‌ترین موجود زندگی‌ام گذاشته بودم درحالی‌که از وظیفه‌ی اصلی خودم در قبالش غافل مانده بودم. در حقیقت آن‌قدر خود را درگیر مسائل شخصی‌اش کرده بودم یادم رفته بود که برای التیام زخم‌هایش ندانسته و ناخواسته نمکدان سرزنش و آموزش را به دست گرفته‌ام.

کتاب مامان و معنی زندگی، آموزش‌های کنگره را که در آرشیوم گیرکرده بود بیرون کشید و به من یاد داد که هرکسی در زندگی مسیر خودش را می‌رود هرکسی با تفکر خودش پیش می‌رود، هر نفسی قدرت اختیار دارد، هرکسی جهان ذهنی کاملاً خصوصی برای خودش دارد. هرکسی حریمی دارد و ورود به حریم افراد حتی نزدیک‌ترین افراد هم جز تخریب و حال بد هیچ‌چیزی در پی ندارد.

یادم آمد که احترام حقیقی به دیگران یعنی دوست داشتن عمیق دیگران، یعنی احترام به خود و دوست داشتن خود. یاد گرفتم همه‌ی انسان‌ها را با تمام خصوصیاتشان و با تمام حقایقی که اعتقاددارند کامل بپذیرم، همان‌گونه که هستند و خودم را با تمام نقاط قوت و ضعفم همان‌گونه که هستم بپذیرم. یاد گرفتم که برای یک همدلی زیبا فقط دو گوش شنوا و یکدل صمیمی کافی ست.

یاد گرفتم مادرم، همسرم، فرزندم و جامعه‌ام، حضورم، مسئولیتم و خودم را می‌خواهند.

و اینکه برای تغییر رفتار بد درواقع نباید بخواهیم که آن را تغییر بدهیم، اگر با هرکسی هم‌نوا بشویم راحت‌تر می‌توانیم نوای خود را به گوشش برسانیم. درکنگره می‌گوییم در مقابل مسافر نباش در کنارش قرار بگیر، اگر در کنارش بودی و با او همراه شدی، با او همسفر شدی، رفیق سختی‌ها و راحتی‌ها شدی، همپای فراز و نشیب‌ها شدی و دل‌وجان درگروش سپردی به آنچه در باورت نمی‌گنجد می‌رسی و به آن نقطه‌ای می‌رسی که ازآنجا آغاز نموده‌ای؛ و چه زیبا می‌شود همسفر شد و همسفر ماند.

کمی که فراتر می‌رویم، می‌توانیم با همه‌ی انسان‌ها همسفر شویم و همسفر بمانیم و التیام‌بخش درد همه‌ی دردمندان باشیم. می‌توانیم خودمان مرکز دایره‌ی پرگار باشیم و شعاعمان به بی‌نهایت برسد. می‌توانیم مانند الگوی بی‌نقصمان مهندس دژاکام عزیز امواج محبت و حمایتمان دوردست‌ها را تا بی‌نهایت تسخیر کند.

مستدام و ثابت‌قدم درراه مستقیم زندگی باقی بمانید.

 با احترام نویسنده: همسفر عاطفه کمک راهنمای لژیون سوم  

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

برچسب‌ها: همسفر،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفرسمیه لژیون9 شنبه 8 دی 1397 10:11 ب.ظ
باسلام وخداقوت خدمت خانم عاطفه
بسیار زیبا دست به قلم برده اید
موفق وموئد باشید
همسفر لیلا شنبه 8 دی 1397 10:23 ق.ظ
سلام خدا قوت به راهنمای عزیز مان خانم عاطفه
از نوشته تان استفاده کردم وبسایت آموزش گرفتم
همسفر سمانه جمعه 7 دی 1397 10:08 ب.ظ
درود و سپاس از استاد عزیز خانم عاطفه.
بسیار لذت بردم از دلنوشتتون استاد و در ادامه بسیار تاثیر گذار بود. گاهی نباید معلم بود برای دیگران و خوب و بد را به آنها تزریق کرد مسیرت که درست باشد آنها خود با توهمقدم میشوند.
مریم همسفر پنجشنبه 6 دی 1397 04:29 ب.ظ
سلام و خدا قوت به راهنمای عزیزم تبریک میگم بابت نوشته ی زیباتون عالی بود
همسفرزهرالژیون 9 چهارشنبه 5 دی 1397 07:43 ب.ظ
خداقوت به خانم عاطفه عزیز.بسیارزیبا ودلنشین بود.
همسفرزهرالژیون 9 چهارشنبه 5 دی 1397 07:43 ب.ظ
خداقوت به خانم عاطفه عزیز.بسیارزیبا ودلنشین بود.
همسفرزهرالژیون 9 چهارشنبه 5 دی 1397 07:43 ب.ظ
خداقوت به خانم عاطفه عزیز.بسیارزیبا ودلنشین بود.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic