کارگاه آموزشی عمومی سمنان با استادی ایجنت محترم آقای ربیعی+تولد
جمعه 27 اردیبهشت 1398ساعت12:01 ب.ظ|نوشته ‌شده به دست همسفر الهه | ( نظرات )

سیزدهمین  جلسه از دوره سی هفتم  سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگرۀ 60 نمایندگی سمنان با دستور جلسهجهان بینی 1و2 با استادی ایجنت محترم آقا رضا و نگهبانی موقت مسافر سجاد و‌ دبیری  مسافر علی در روز پنج شنبه مورخۀ  1398/02/26 راس ساعت 17:30 آغاز بکار نمود.در ادامه مراسم  آزاد مردی و تولد پنجمین سال رهایی کمک راهنمای محترم آقانادر را با شکوه فراوان در کنار هم جشن گرفتیم.

 


سیزدهمین  جلسه از دوره سی هفتم  سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگرۀ 60 نمایندگی سمنان با دستور جلسهجهان بینی 1و2 با استادی ایجنت محترم آقا رضا و نگهبانی موقت مسافر سجاد و‌ دبیری  مسافر علی در روز پنج شنبه مورخۀ  1398/02/26 راس ساعت 17:30 آغاز بکار نمود.در ادامه مراسم  آزاد مردی و تولد پنجمین سال رهایی کمک راهنمای محترم آقانادر را با شکوه فراوان در کنار هم جشن گرفتیم.

 


خلاصه سخنان استاد:

خدا را شاکرم که به من فرصت داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم. دستور جلسه امروز جهان‌بینی 1 و 2 است همچنین در ادامه تولد پنجمین سال آزادمردی کمک راهنما آقا نادر هست.

در مورد دستور جلسه باید بگویم جهان‌بینی یکی از ارکان مهم درمان در کنگره 60 است که شاید در گروه‌های دیگر همچنین عنوانی را نداشته باشند. درواقع جهان‌بینی چیست که باعث درمان یک فرد می‌شود؟ من فکر می‌کنم جهان‌بینی یعنی جامع و کامل دیدن. قبل از اینکه وارد کنگره شوم فقط همان لحظه مصرف کردن مواد را می‌دیدم اما الآن هم خودم را می‌بینم هم‌خانواده‌ام را و این می‌شود جهان‌بینی. شخصی می‌گفت اگر بخواهم مواد مصرف کنم از راهنمایم خجالت می‌کشم این می‌شود جهان‌بینی چون هم خودش را می‌بیند هم راهنمایش را می‌بیند درواقع حال و آینده خود را می‌بیند. اگر کسی جهان‌بینی نداشته باشد نمی‌تواند مواد مصرف نکند بنابراین جهان‌بینی یکی از ارکان اصلی درمان در کنگره 60 است. حتی در بین هم‌سفران هم این مسئله هست که فرد می‌گوید من مشکلی ندارم چرا باید به کنگره بروم زیرا فرد فقط خودش را می‌بیند. 

کسی که جهان‌بینی ندارد خیلی از کارها را نمی‌تواند انجام دهد زیرا جامع و کامل نمی‌بیند یعنی امروز خود را فقط می‌بیند و فردا را نمی‌بیند. چگونه جهان‌بینی را ارتقا بدهیم؟ اگر من تمام کتاب‌های کنگره را بخوانم یا جزوه جهان‌بینی را مطالعه کنم و مثل بلبل حرف بزنم می‌توانم جهان‌بینی خود را افزایش دهم باید بگویم امکان‌پذیر نیست پس چگونه جهان‌بینی من بالا برود و از مشکلات و دردسر مصرف مواد راحت شوم؟ درواقع بایستی سفر کرد.

سفر به چه معناست؟ یعنی رفتن، رسیدن و گذشتن. زمانی که راهنما می‌گوید 2 سی‌سی مصرف کن شما به همان اندازه مصرف می‌کنی و این کار انقدر تکرار می‌شود تا به انتهای سفر می‌رسید و زمانی که یه مدت گذشت تازه متوجه کار خود می‌شوی. زمانی که در اعتیاد به سر می‌برید نمی‌دانید کجای کار قرار دارید وقتی درمان شدید تازه متوجه می‌شوید که کجا بودید. خیلی وقت‌ها متوجه نمی‌شویم که راهنما برای ما چه‌کارهایی انجام داده است اما زمانی که به سفر دوم رسیدیم و کمک راهنما شدیم و به فرد مصرف‌کننده‌ای کمک کردیم تا رها شود تازه متوجه می‌شویم که راهنما چه زحمت‌هایی برای ما کشیده است. پس سفر یعنی رفتن، رفتن، رسیدن و گذشتن و در ادامه فهمیدن، حفظ کردن و انتقال دادن. اگر بتوانید چیزی را انتقال بدهید سفر کامل شده است.

 قسمت دوم جشن پنجمین سال رهایی آقا نادر است. کمک راهنما آقا قاسم به دلیل مشکلات نتوانستند امروز در شعبه حضورداشته باشند بنابراین من در این جایگاه قرار گرفتم البته راهنمای سیگار ایشان هستم. آقا نادر در شعبه مرزبانی خدمت می‌کردند و من چیزهای زیادی از ایشان یاد گرفتم. آقا نادر خدمت‌های زیادی در شعبه انجام دادند و بیگانه با روحیات ایشان نیستم. بهشون تبریک می گم که توانست به این جایگاه برسد. همه به سفر دوم می‌رسند اما با چه حس و حالی برسید مهم است و من مطمئن هستم آقا نادر از حال خوبی برخوردارند. برای آقا نادر و همسفر محترمش و دختر گلشان و راهنمای هم‌سفرشان آرزوی موفقیت می‌کنم. 

پیام تولد آقا نادر را می‌خوانم: تو از جایی آغاز نمودی که نمی‌دانستی و با شروع و ادامه چون من و ما راه گم کردی و بازیافتی. اکنون فرمان است که ادامه بدهی شاید این بار به بعدی رهسپار شوی که با من بر سر ما سایبان شوی.

در ادامه مراسم تولد پنجمین سال رهایی و آزاد مردی ؛ کمک راهنما آقای نادر را با شکوه فراوان در کنار هم جشن گرفتیم.

اعلام سفر ایشان:

(مدت تخریب : 5 سال) (آنتی ایکس مصرفی : شیشه ، مشروبات الکلی  ) (مدت سفر:11ماه ) (نام راهنما : آقای قاسم حافظی)  (ورزش مورد علاقه:والیبال ) (رهایی : 5سال)

سلام دوستان نادر هستم مسافر :

خیلی خوشحالم و برایم غیرقابل باور است که پنج سال از رهایی من گذشت و نزدیک به 6الی7 سال است که از آمدنم به کنگره می‌گذرد . من معتقدم که انسان در هر جایگاهی که هست نباید گذشته خود را فراموش کند که کجا بوده و اکنون کجاست . خدارا شاکرم به خاطر این جایگاهم و از همه شما دوستان به خاطر این همه تعریف و نظر لطفتان کمال تشکر را دارم امیدوارم لطف شما را جبران کنم . یادم می‌آید با تخریب بسیار بالایی وارد کنگره شدم و مسئله‌ای را که می‌خواهم بگوییم حتی همسفرم نیز نمی‌داند ، من در پنج سال آخر اعتیادم خرید و فروش شیشه نیز انجام می‌دادم . 

دستور جلسه امروز جهان بینی است . بچه‌هایی که با مصارف صنعتی وارد کنگره می‌شوند ،این نوید را به آن‌ها می‌دهم که اگر من امروز توانستم رها شوم و در این جایگاه قرار بگیرم پس قطعاً شما نیز می‌توانید . آنچه که ما نسبت به محیط اطراف خودمان ادراک و احساس و دریافت می‌کنیم جهان بینی است . انسان به دو صور آشکار و پنهان تقسیم می‌شود . صور پنهان ما متشکل از عقل ،حس و آرشیو است و مواد اولیه جهان بینی را صور پنهان فرد تشکیل می‌دهد . فردی که با تخریب شیشه وارد کنگره می‌شود یکی ازمهم ترین ابزاری که می‌تواند او را درکنگره نگه دارد همین جهان بینی است . زیرا تخریب شیشه در صور پنهان بسیار بالاست و حس را می‌بندد و نفس و عقل را تحت شعاع خود قرار می‌دهد . وقتی فرد مصرف کننده وارد کنگره می‌شود واقعاً باید خواست قوی داشته باشد و تنها چیزی که می‌تواند او را در کنگره نگه دارد فرق نگاه یا همان بحث جهان بینی است . اگر تغییر نگاه را در خود به وجود آورد در کنگره ماندگار می‌شود . اگر دقت کنید فرد مصرف کننده شیشه یا رها نمی‌شود و یا اگر رها شود خدمت گذار است . من روزیکه وارد کنگره شدم خیلی تخریب داشتم و در سال‌های آخر مصرفم وقتی پیام کنگره را همسفرم به من داد. من ایمان و اطمینان کامل پیدا کردم و گفتم تنها راهی که می‌تواند من را نجات دهد کنگره است . در دوران مصرفم خانواده‌ام اطلاعی نداشتند . تنها فردی که در کنار من بود و با تخریب‌های من ساخت همسفرم بود . که در دوران تخریب او در جمع دوستان و آشنایان بود ولی در واقع نبود و فقط در ظاهر حضور داشت . اگر صبوری همسفرم نبود من صد سال دیگر نیز به این جایگاه نمی‌رسیدم . من این نوید را به همسفران عزیز می‌دهم که اگر می‌خواهند به آرامش برسند تا می توانند صبر پیشه کنند . مصرف کننده شیشه در بی زمانی کامل به سر می‌برد . من می‌رفتم در مکان مصرف که دو ساعت مصرف کنم و برگردم اما تا به خود می‌آمدم چهارده ساعت گذشته بود . وقتی به خانه بر می‌گشتم همسفرم مانند بید می‌لرزید .فقط به او می‌گفتم که سکوت کن . زیرا مصرف کننده شیشه در نفس اماره کامل به سر می‌برد و هر خواسته‌ای که در ذهن مصرف کننده شیشه آید واجب الاجرا است . خدارا شکر که در کنگره سفر خوبی داشتم و در شش ماه سفر بودیم که خدا عسل را به ما داد . آرامشی که امروز در زندگی من است حاضر نیستم آن را با دنیا عوض کنم . خیلی دوست داشتم که راهنمای سفر اولم آقای حافظی امروز حضور داشتند و این روز را می‌دیدند . من زندگی‌ام را مدیون سه چیز هستم . اول خدا ،دوم کنگره و سوم همسفرم .ازآقارضا تشکر می‌کنم ایشان راهنمای سیگار من بودند و خیلی از ایشان آموزش گرفتم و ممنونم که همیشه من را تحمل کردند و راهنمای همسفرم خانم کریم پور نیز متشکرم .

سلام دوستان مریم هستم هم سفر

خدارا شکر می کنم که در این جایگاه هستم و خدا را سپاس که جشن پنجمین سآل این دو عزیز را می گیریم . چیزی که از راهنمای خود آموختم امروز صحبت های آقا نادر مرا یاد آن انداخت . ایشان به من آموختند که مهم ترین چیز در کنگره حفظ بنیان خانواده است و خانواده اصلی ترین چیز است که باید حفظ شود که آقا نادر به خوبی به این درک رسیدند که از قبل بهتر و محبت هایشان عجین تر شود . خدارا شکر می کنم واگر بخواهم از خانم افسانه بگوییم ،ایشان در مدتی که در لژیون من بودند فرمان رو و حرف شنو بودند و کاملا گوش به فرمان و ویژگی بارز ایشان محبت و عشقی است که در وجودشان است . اگر امروز آقا نادر با آرامش این جاست مدیون محبت خانم افسانه است . خوشبختانه خانم افسانه در سال اول به جایگاه کمک راهنمایی رسیدند و اکنون ماه های آخر است که در این جایگاه خدمت می کنند . امیدوارم در کنگره باقی بماند و جایگاه های دیگر را نیز تجربه کند . این روز قشنگ را به جناب مهندس و سرکار خانم آنی ، به آقای ربیعی و آقای حافظی و آقا نادر تبریک می گوییم . من مصرف کننده نیستم اما درک کرده ام که برای یک مصرف کننده یک روز بدون مواد زندگی کردن به چه معناست . اکنون برای آقا نادر بدون اینکه زور بزنند سپری شد .به ایشان تبریک می گوییم و به خانم افسانه نیز همین طور انشاالله همیشه بدرخشند

سلام دوستان افسانه هستم یک هم سفر: 

خدارا شاکرم که در کنار شما عزیزان پنجمین سال رهاییمان را جشن می گیرم . تولد پنج سالگی باعث شد که صندوقچه ای که گذشته تلخ خود را درونش گذاشته بودم را دوباره باز کنم و یادی از گذشته کنم . در تولد سه سالگی یادم است که هیچ حرفی از گذشته نزدم ولی امروز می خواهم سری به گذشته بزنم شاید یادآوری گذشته تلخ است اما حس شکر گذاری بعدش یرین است . وقتی که می بینم کجا بودیم و کجا رسیدیم باعث می شود خدارا شکر کنم . من شش سال است که در کنگره ام ،مشاور تازه واردین بودم و لژیون هم داشتم اما فردی را به اندازه روز اول خودم حال خراب ندیده ام . من زمانی که وارد کنگره شدم از ابتدا جلسه تا انتها گریه می کردم و حتی در زمان مشاوره نیز مدام گریه می کردم که حتی اکنون فکر کردن به آن نیز آرامش امروزم را مختل می کند . زیرا برای آرامش امروزم خیلی سختی کشیده ام . چند وقت پیش کمد کتب خود را مرتب می کردم که سررسیدی پیدا کردم که برای اوج تخریب مسافرم بود . این قدر من حال خراب و تنها بودم که در این سررسید حس بد خود را می نوشتم ، و اینقدر گریه می کردم که دفتر چروک شده بود وقتی نادر می آمد دفتر را می خواند و جواب من را می داد . امروز که نگاه می کنم قبل از کنگره خیلی از هم دور بودیم و حرف های هم دیگر را نمی فهمیدیم . خدا را شکر که کنگره خیلی ما را به هم نزدیک کرده است و من الان بدون هیچ زور زدنی همان نادری را دارم که همیشه آرزو داشتنش را داشتم . تولد ما مصادف شده با ماه رمضان ، من سال ها سحری و افطار را تنها می خوردم ولی اکنون چند سال است که ماه رمضان های قشنگی برایم به وجود آمده است و ما هم سحری و افطار را می گذرانیم . تنها رفیقش منم و تنهارفیقم اوست و به خاطر این نیز خداوند را شاکرم . من همه جا حضور داشتم اما در واقع هیچ جا نبودم . زیرا مدام استرس این را داشتم که مسافرم کجاست و من به اطرافیانم چه بگوییم و بدتر و سخت تر از همه این بود که روز به روز آب شدن مسافرم را می دیدم اما کاری از دستم بر نمی آمد . خدا راشکر می کنم که امروز این جا هستم و از راهنمای خوبم خانم مریم ، آقای حافظی و آقای ربیعی ممنونم و از عسل عزیزم ممنونم که با حضورش به زندگی ما رونق دادو از همه مهم تر از مسافرم متشکرم که امروز هست و خوب هست .

مرزبان کشیک: مسافر جلال

خدمتگذاران جلسه

عکس:  مسافرداود

تایپ متن: مسافر وحید

تهیه و تنظیم گزارش: مسافرمهدی

Print Friendly Version of this page
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر فاطمه سادات از بهشهر دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 03:23 ق.ظ
سلام،تبریک فراوان خدمت آقا نادر و خانم افسانه عزیز و راهنماهای بزرگوارشان
تبریک ویژه خدمت خانم مریم عزیزم که معنای واقعی عشق را از وجود ایشان درک کردم،بسیار دلتنگم و مشتاق دیدار
زهراهمسفرعماد یکشنبه 29 اردیبهشت 1398 08:07 ب.ظ
سلام وتبریک خدمت خانم افسانه ومسافرگرامیشان .امیدوارم همیشه موفق باشید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic