دومین جلسه لژیون سردار نمایندگی سمنان
پنجشنبه 2 آبان 1398ساعت07:00 ق.ظ|نوشته ‌شده به دست همسفر ام البنین | ( نظرات )

جلسه دوم از سری جلسات لژیون سردار نمایندگی سمنان با دستور جلسه (نقش همسفر در تحکم لژیون مالی و توانمندی آن) با استادی اسیستنت محترم همسفرخانم سمانه و نگهبانی کمک راهنمای محترم آقا امین و دبیری همسفر ام‌البنین روز پنج‌شنبه در تاریخ 98/06/21 رأس ساعت 18:45 آغاز بکار نمود.

Image result for گلهای زیبا

کنگره درواقع گوهری را به من داد که باید قدر آن گوهر را بدانم. آن گوهر چیزی نیست جز سلامتی و آرامش و حال خوشی که تک‌تک ما داریم در زندگی‌مان تجربه می‌کنیم.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سمانه هستم یک همسفر.

همانطوریکه همه ما می‌دانیم دستور جلسه: نقش همسفر در تحکم لژیون مالی و توانمندی آن است.

این دستور جلسه چند موضوع را در کنار همدیگر دارد. در رابطه با همسفر ،همه ما می‌دانیم که هم‌سفران بال پرواز مسافرانشان هستند و دارند می‌آیند و آموزش می‌گیرند. همانطوریکه همه دارند از امکانات کنگره استفاده می‌کنند در لژیون مالی هم تابه‌حال جای هم‌سفران خیلی خالی بود و کم حمایت کردند و دلیلش هم به نظرم این بود که تابه‌حال به اهمیت این موضوع پی نبرده بودند و اینکه از تمام امکانات کنگره هم‌سفران و مسافران باید بهره‌مند شوند و در این زمینه خدمت کنند. مسئله‌ای که هست این است که طرف صحبت من هم‌گروه مسافران و هم‌گروه هم‌سفران است. مایک عده مسافرهایی داریم که مانع هم‌سفرانشان جهت عضو شدن در لژیون سردار می‌شوند حال دلیلش رانمی دانم، یا ترس از بخشش است که نکند من با بخشیدن این پول در زندگی‌ام کم بیاورم، یا اینکه نکند در زندگی‌ام یکجایی کم بیاورم و گیر بیافتم و پول نداشته باشم به این پول نیاز داشته باشم. یک عده هم هستند که همسرانشان مانع می‌شوند که مسافرانشان وارد لژیون سردار شوند.

 مقوله دوم که هم‌سفران مانع می‌شوند،فکر می‌کنم همه ما به هر دری زدیم تا مسافرانمان بیایند و درمان شوند. روز اولی که هرکدام از ما وارد کنگره شدیم به آب‌وآتش می‌زدیم که هر چه قرار باشد می‌دهم تا مسافرم درمان شود، حاضرم تمام زندگی‌ام را بدهم ولی مسافرم دوباره روبه‌راه شود، دوباره آدمی شود که من دوست دارم.

 کنگره درواقع گوهری را به من داد که باید قدر آن گوهر را بدانم. آن گوهر چیزی نیست جز سلامتی و آرامش و حال خوشی که تک‌تک ما داریم در زندگی‌مان تجربه می‌کنیم.

بحث لژیون سردار یک بحث خیلی گسترده است و یک قضیه برمی‌گردد به اینکه من متوجه شوم که چرا باید ببخشم تا درکش کنم؟

جناب مهندس دژاکام در سی دی هزینه می‌فرمایند ما برای هر چیزی باید هزینه پرداخت کنیم. در سی دی رابطه می‌فرمایند حتی برای رابطه حسنه داشتن هم باید هزینه کنیم. درکنگره هرکدام از ما که وارد می‌شویم برای بقاء سیستم باید تلاش کنیم به خاطر اینکه سیستم دارد علمی را به من می‌دهد که هیچ جای دیگری این علم وجود ندارد. درکنگره انواع جایگاه‌های خدمتی هست خدمت مالی را هم باید جزء آن خدمت‌ها بگذارم. نگویم من نه بقیه هستند. در جایگاه خدمت مالی پس من نباشم، بگذارم بقیه باشند. من با بقیه فرقی ندارم. استارتش را من خودم باید بزنم. فکر می‌کنم هرلحظه که ما این کار را بکنیم به توانایی و اعتمادبه‌نفس خودمان خیلی می‌توانیم کمک کنیم. باید ره جویان توجیه شوند که برای چه خرج می‌کنند و برای چه پرداخت می‌کنند؟ آقای مهندس در روز چهارشنبه فرمودند همه‌اش آقا رضا پرداخت نکنند همه افراد شعبه باید خودشان را از آب بیرون بکشند هر کس باید دستش به جیب خودش باشد و باید با تمام توان حرکت کند تمام توان هر فرد با دیگری فرق می‌کند اگر تمام توان من 10 تومان باشد شاید تمام توان دیگری سه تومان باشد، ولی باید با تمام توان حرکت کرد و مطمئناً اتفاق‌های خوبی رقم خواهد خورد و خیلی خوشحالم که هم‌سفران حضورشان پررنگ است و به خانم افسانه و خانم هما تبریک می‌گویم که وارد لژیون سردار شدند.

 مسئله مهم دیگر اینکه حضور تک‌تک افراد در لژیون سردار نشانه دانایی و توانائی‌شان است امیدوارم آن نقطه تفکر در هرکدام از ما شکل بگیرد. من خودم درگذشته فکر نمی‌کردم که بتوانم به کنگره چیزی پرداخت کنم ولی به قول آقای زر کش که فرمودند اگر امروز کسب و کارت خوب شده و درآمد خوبی داشتی و حالت خوب بود آیا به‌حساب کنگره کارت کشیدید؟ و همه‌اش به گل‌ریزان اکتفا نکنید بقیه ایام سال هم این کار را انجام دهید به خاطر حال خوشی که هرلحظه در زندگی خودمان داریم تجربه می‌کنیم و هیچ مشکلی برایمان ایجاد نمی‌شود و امیدوارم قدر فرصتی که در اختیار ما قرار داده‌شده را بدانیم و استفاده کنیم و مطمئناً برکتش در زندگی همه ما برمی‌گردد.

مطلب دیگر، وقتی گفته می‌شود که اگر یک سکه بدهید ده سکه دریافت می‌کنید منظور همان حال خوب به انسان انتقال پیدا کردن است. اگر من انرژی و حال خوب به دیگران منتقل کنم حس خوب دریافت خواهم کرد. امکان دارد یک حادثه بدی برایم اتفاق بیافتد اما چون جزء لژیون سردار شدم ختم به خیر می‌شود و این از معجزات کنگره است و همیشه خداوند دستمان را می‌گیرد و نجات پیدا می‌کنیم و با بخشش می‌توانیم حادثه‌ها را از خود دور سازیم.

مسئله آخر اینکه با مبلغی که داریم پرداخت می‌کنیم این پرداخت، در برابر دنیایی از علم و آرامش و خیلی چیزهای دیگر که کنگره به ما می‌دهد خیلی اندک است. در یک مصاحبه‌ای خوانده بودم که هزینه سرانگشتی یک فرد مصرف‌کننده هروئین در سال 20 میلیون تومان است علاوه بر هزینه دارو و دکتر و درمان، اما درکنگره 60 با 6 میلیون تومان جزء لژیون سردار می‌شویم و این حداقل هزینه است. امیدوارم که با مشارکت در لژیون مالی بتوانیم برای آیندگانمان مفید باشیم پس تا می‌توانیم ببخشیم و ببخشیم و ببخشیم و شرط لازم برای بخشنده بودن دل بخشنده است.                                         

آقای رضا ربیعی، ایجنت محترم شعبه: 

سلام دوستان رضا هستم یک مسافر. امیدوارم با این حجم جمعیت بتوانیم حجم پول زیادی هم داشته باشیم تا بتوانیم کار ماندگاری را انجام دهیم. درخصوص دستور جلسه که خانم جمالی استاد محترم اشاره کردند که چرا هم‌سفران یا مسافران از عضو شدن مسافر و یا هم‌سفرشان در لژیون سردار مانع می‌شوند، فکر می‌کنم بعد از چند سال تازه به این قضیه رسیدم که من در قبل فکر می‌کردم که وقتی من در لژیون مالی شرکت می‌کنم نیازی به شرکت کردن هم‌سفرم نیست و همیشه یک‌طرفه کمک می‌کردم اگر می‌خواهیم بال پرواز همدیگر باشیم باید در همه زمینه‌ها این خاصیت تکمیل‌کنندگی را داشته باشیم و این باید دوطرفه انجام شود آن موقع هر دو به همدیگر کمک می‌کنیم.

همیشه کسانی که می‌خواهند پول بدهند دنبال راهی می‌گردند که چه جوری این پول را بدهند اما کسی که نمی‌خواهد پول بدهد دنبال راهی می‌گردد که به او بگویند آ ره تو نیازی نیست، تو راست می‌گویی. درکنگره اگر افراد آن شعبه از بیرون کمک بگیرند ثابت شد که اعضای آن شادابی خود را از دست خواهند داد. حرف را خیلی‌ها می‌زنند اما عمل کردن کار هرکسی نیست و امروز روز تبدیل‌شدن حرف به عمل است.

کمک راهنمای محترم، خانم افسانه:

از اینکه در جمع شما هستم خیلی خوشحالم. من یک پولی را سال‌ها برای روز مبادا پس‌انداز کرده بودم حال امروز آن روز مبادا فرارسیده ما در سال خیلی پول برای بیمه ماشین، حوادث، آتش‌سوزی و... پرداخت می‌کنیم ولی آیا برای اینکه یک سال درکنگره خودمان را بیمه کنیم پولی پرداخت کردیم؟ من با شرکت در لژیون سردار خود را بیمه خداوند کردم. مشکلات هرچقدر بزرگ باشند اما من خدایی دارم که بزرگ‌تر از همه این‌هاست و مطمئنم که خداوند در تمام مشکلات و اتفاقات و لحظات در کنار من بوده و خواهد بود.

همیشه هم‌سفران در گوشه‌ای پس‌انداز داشته‌اند و همیشه با خود می‌گفتند اگر روزی همسرم سلامتی خود را به دست آورد حاضرم تمام پول‌ها و طلاهایی که دارم بدهم حال آن پیمانی که با خداوند بستم و در آرامش قرار گرفتم رادارم فراموش می‌کنم و آرامشی که من امروز دارم مدیون کنگره هستم درصورتی‌که در قبل این‌همه پول و طلا داشتم اما هیچ‌کدام برایم آرامشی را به همراه نداشت.

کمک راهنمای محترم، خانم هما:

من با دیدن ساختمان کنگره که برای شعبه سمنان در حال تأسیس است و به مرحله سقف زدن رسیده با خود گفتم ای‌کاش من هم در این امر سهمی داشتم با نیت کردن، خداوند آن مبلغ را هر جوری شده به دست ما می‌رساند و این باعث شد تا بتوانم به جمع اعضاء لژیون سردار ملحق شوم.

مسافر محترم، آقا امیر حسن:

من از روزی که کار ساختمان کنگره 60 شعبه سمنان را قبول کردم روزبه‌روز انرژی من در جهت توانایی کار بالا می‌رود و این نشانه خیلی خوبی است. ما می‌دانیم که این پول‌هایی که می‌دهیم کجا می‌رود من از دو سال پیش پولی که پرداخت می‌کردم نمی‌دانستم کجا می‌رود و خرج می‌شود، اما امروز مشخص است که جهت ساختمان شعبه خرج می‌شود. ما در احداث ساختمان شعبه داریم با کمترین هزینه و بهترین شکل و ارزان‌ترین قیمت و با بالاترین کیفیت کار را انجام می‌دهیم و این خیلی عالی است. من هر بار که به تهران می‌روم و برگ خریدها را می‌برم باذوق فراوان می‌روم، اما با برجک زدن جناب مهندس حالم دگرگون می‌شود و تا برگشت در مسیر راه به ایده‌های زیادی دست پیدا می‌کنم و آرامش می‌گیرم چون مطمئن هستم که جناب مهندس و آقای سلامی فکر بهتری دارند و پشت آن تفکرشان یک‌چیزهای بهتری قرار دارد.

من در قبل از کنگره آرزو داشتم یک روزی سلامتی کامل داشته باشم و امروز آن سلامتی را به دست آوردم و حاضرم با نان خالی با خانواده‌ام باهم زندگی کنیم اما همین سلامتی و آرامش را داشته باشیم. من و هم‌سفرم تا نفس در بدن داریم حاضریم درکنگره خدمت کنیم تا جایی که توانستیم مالی و در غیر این صورت با خدمت‌های دیگر درکنگره تا اثری از خود به‌جای بگذاریم و از اینکه جناب مهندس و آقای ربیعی مسئولیت کار ساختمان را به من واگذار کردند تا بتوانم کارش را انجام دهم. باعث افتخار من است تا از من یادگاری بماند برای نسل‌های آینده. ممنونم از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید.

با احترام گردآورنده :همسفر ام البنین 

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران، اخبار داخلی گروه خانواده،

برچسب‌ها: لژیون سردار،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات