دلنوشته - همسفر سمیه از لژیون هفتم
پنجشنبه 21 آذر 1398ساعت07:00 ق.ظ|نوشته ‌شده به دست همسفر آرزو | ( نظرات )
دلنوشته مربوط به رهایی


خوش‌یمن‌تر ازاین مگر می‌شود؟

((مبارک باشد))، این جمله‌ای بود که استاد امین دریکی از دفترانم نوشت و این بهترین تبریک عمرم بود.

واقعاً مبارک بود. خوش‌یمن‌تر ازاین مگر می‌شود؟ بیداری بعد از خوابی عمیق، روشنی بعد از تاریکی مطلق، حالا می‌فهمم که اصحاب کهف بعدازآن خواب طولانی چه حالی داشتند. سال‌های خواب من کمتر بود اما درجه شکه بودنم خیلی بیشتر.

راهنمای عزیزم فرمودند که بعد از رهایی یک دلنوشته بنویسم و از احساس امروزم بگویم. آخر وقتی پرنده باشی و در قفس زندانی چه می‌فهمی که آزادی یعنی چه؟ حالا من از آن قفس تنهایی و توهم دانش آزادشده‌ام. قبل از کنگره از حس برتری، حس خوب بودن، حس مثبت بودن، سرشار بودم، اما حالا معنای تمامی این احساس‌ها برایم تغییر کرد.

 دیگر مسافرم دارو نمی‌خورد، انگار با قطع داروی او، آرامش به زندگی ما برگشته این روزها حال و هوایی دیگری دارم. رهایی به معنی واقعی کلمه رها شدیم، از دل‌نگرانی‌هایی که برای خودمان درست کرده بودیم، رها شدیم از افکار منفی؛ اما به‌جایش اضطراب سراغمان آمده، یک‌جور دل‌مشغولی سرمان خیلی شلوغ شده چقدر کار عقب‌افتاده داریم. چقدر کارنکرده داریم. چقدر راه نرفته، دلمان جوش می‌زند، می‌خواهیم یک‌دفعه همه را به سرانجام برسانیم اما نمی‌دانیم از کجا شروع کنیم. هر جا که نگاه می‌کنی نیاز به بازبینی دارد. چقدر اشتباه کرده‌ایم اما وقتی به این اشتباهات نگاه می‌کنم حالم بد نمی‌شود. احساس سرخوردگی ندارم. در درونم یک آرامشی موج می‌زند که انگار سال‌ها با من بوده. من مطمئنم با کمک جناب آقای مهندس و استاد امین و کمک راهنمایان گرامی‌مان و بهتر است بگویم کنگره و راهکارهایش حتماً موفق می‌شویم. حتماً آرام می‌گیریم. حس خوبی دارد گرفتن گل رهایی و واقعاً رهایی است.

من که سال‌ها با افکار منفی درگیر بودم و با این افکار خودم و دیگران را زجر دادم حالا رهاشده‌ایم ازاین افکار و چقدر سبک‌بالم. چقدر آرامم. خیلی تفاوت دارد روزی که به کنگره آمدم و روزی که گل رهایی را دریافت کردم انگار در این کارخانه یک انسان له‌شده و در انتها که انسان جدید به وجود آمده است یک انسانی که آماده دریافت اطلاعات جدید وزندگی جدیدی است. افکار تازه‌ای که مثل زمانی است که از مادر متولدشده‌ایم. خیلی‌ها معتقدند که دیگر نمی‌شود از نو متولد شد ما فقط یک‌بار از مادر زاده می‌شویم و می‌میریم اما به عقیده من با ورودم به کنگره برای من تولدی دوباره اتفاق افتاد و مثل نوزادی هستم که راه طولانی در انتظارش است وامی‌دارم که این بار راه صراط مستقیم را طی کنم.

از تمامی کسانی که در این راه مرا یاری کرده‌اند سپاسگزارم.

نویسنده: همسفر سمیه دربانی ره جوی خانم مرضیه از لژیون هفتم

 

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات