کارگاه آموزشی لژیون سردار نمایندگی سمنان 98/09/21
چهارشنبه 18 دی 1398ساعت07:00 ق.ظ|نوشته ‌شده به دست همسفر ام البنین | ( نظرات )

جلسه ششم از سری جلسات لژیون سردار نمایندگی سمنان با استادی دستیار محترم آقای حسین سلیمانی و نگهبانی کمک راهنمای محترم آقا امین رفیعی و دبیری همسفر ام‌البنین با دستور جلسه: (طرحی نو دراندازیم) در روز پنج شنبه  مورخ 21/09/98 رأس ساعت 15:00 آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد محترم:

سلام دوستان. حسین هستم یک مسافر، این افتخار نصیب بنده شد که بیام در خدمت شما باشم.

تبریک می گم بابت خانه جدیدتان که در حال آماده‌سازی است. اینکه می‌گویم خانه جدید، چون واقعاٌ اعتقاددارم که شعب مثل خانه ما است. ما در خانه‌هایمان آرامش می‌گیریم، از هرکجا که رانده و مانده می‌شویم می‌آییم توی خانه. کنگره هم‌جایی است که از همه‌جا رانده‌ها و مانده‌ها را به آغوش خودش گرفت و یک‌جوری به ما دوباره آرامش داد. مادرم هر وقت که می‌خواهم از شعبه بروم خانه به من می‌گوید از جلوی خانه خودتان نان بگیر بیار. کنگره برای من هم واقعاً حکم خانه را دارد.

در مورد دستور جلسه:

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم *** فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم.

 شبی که ما داشتیم این دستور جلسه را آماده می‌کردیم که بفرستیم برای سایت تا اعلام کنند، در موردش یکسری از بچه‌ها داشتیم صحبت می‌کردیم و آقای زر کش گفتند جناب مهندس توی بیشتر جلساتی که تشریف می‌برند و جلسه‌ای که هم با دنورها داشتند همیشه این شعر را می‌خوانند و یک نگاه خاص و ویژه‌ای نسبت به این بیت شعر دارند و آن قسمت طرح نو را خود آقای مهندس خیلی خوب انجام داده و درزمانی که هیچ گروه و جامعه‌ای پذیرای هیچ‌کدام از ما مصرف‌کننده‌ها نبود، آمدند و طرح جدیدی را بنا نهادند برای اینکه ما بتوانیم درمان شویم.

 داشتم در مورد خودش تحقیق می‌کردم که به چه صورت است و در بخش مصرع دومش وقتی صحبت از جنگ می‌شود که فلک را سقف بشکافیم می گه که آسمان یک مجموعه بلند است و اما فلک و یا سما دارای سقف است یعنی ما مراحل مختلف فلک راداریم، فلک چندگانه راداریم و برای اینکه بتوانیم از یک مرحله‌به‌مرحله دیگر عبور کنیم و بعد دیگر ای از حیات را دسترسی پیدا کنیم حتماً باید به‌صورت یک شکافنده عبور کنیم. ما در عالم یکسری از انسان‌هایی راداریم به‌عنوان انسان‌های عالم‌بین و انسان‌های عالم دار. این انسان‌ها توانستند از یک مرحله عبور کنند و وارد بعد دیگری بشوند. در عالم فیزیک وقتی انسان‌ها می‌خواهند قدشان را بلندتر کنند و فرض کنید یک دیواری است و من می‌خواهم از پشت دیوار سر دربیاورم باید بلندتر بشوم تا سر دربیاورم باید یک‌چیزی زیر پای خودم بگذارم تا قدم بلندتر بشود برود بالا. ولی وقتی وارد معنویات می‌شویم اگر قرار است یک نفر بلند بشود و قدرش اضافه بشود، ظرفیتش بالا برود، باید یک‌چیزی از خودش جدا کند، باید بتواند از خودش یکسری اضافات را کم کند. مثل بالن اضافات خودش را جدا کند تا بتواند اوج بگیرد. من در درون خودم یکسری اتفاقات عجیب‌وغریبی دارم و همه آن‌ها می‌تواند سنگینی‌های من باشد. شاید ندانستن خیلی از اندازه‌ها و ندانستن آدرسی که من به‌وسیله خودم آن‌ها را پیدا کنم اجازه نمی‌دهد پروبال بگیرم و بتوانم بلند شوم و ازاین مرحله عبور کنم؟

بحث بخشش و بحث مالی به‌نوعی اجرای وادی چهاردهم است اینکه اگر من می‌خواهم وارد مرحله جدیدی از حیات بشوم و همه مراحل تکامل را طی کنم حتماً باید در بحث بخشش توی وادی چهاردهم بخشش را انجام بدهم و این بخشش باعث می‌شود که من بتوانم به یک بعد دیگری از حیات دست پیدا کنم، بتوانم چیزهایی را ببینم که دیگران توان درک آن‌ها را ندارند. اگر لژیون سردار تشکیل شد شاید دلیلش همین موضوع بود که افرادی که توان مالی دارند و میایند این بخشش را انجام می‌دهند بیایند آن جهان‌بینی را به دیگران انتقال بدهند یا ما چیزی راداریم می‌بینیم که دیگران نمی‌توانند ببینند. داریم یک‌چیزهایی را حس می‌کنیم که دیگران هنوز نتوانسته‌اند به آن مرحله دست پیدا کنند و این‌یک پلی می‌شود که ما بتوانیم به بقیه کمک کنیم. از مادربزرگم شنیدم که می‌گفتند قدیم‌ها آدم‌ها خیلی حالشان بهتر از آدم‌های الآن بود و خیلی به هم نزدیک‌تر بودند اگر آشی در خانه درست می‌کردند تا چهارتا خانه آن‌طرف‌تر پخش می‌کردند چون اعتقاد داشتند که بوی این آش تا آن‌طرف‌تر رفته یا اینکه اگر یک نفر گره‌ای یا مشکلی داشت یک نفر پول می‌داد و می‌گفت برو کارت را راه بینداز هر وقت داشتی بیار به من بده. دست هم را می‌گرفتند. من فکر می‌کنم علتش این بود که از حال همدیگر خبر داشتند. همسایه از همسایه خبرداشت، هم کوچه از هم کوچه‌ای، فامیل از فامیل؛ اما الآن دیوارها بلند شد، آدم‌ها از هم دور شده‌اند، دیگر کمتر توانستند باهم ارتباط برقرار کنند و کمتر از حال همدیگر باخبرند در دنیای مصرف مواد فکر نمی‌کنم هیچ‌کدام از ما مصرف‌کننده‌ها و خانواده‌های مصرف‌کننده‌ها درد مصرف‌کنندگان را از قبل اطلاع داشته باشیم نه پزشکان و نه روان‌پزشکان و نه روانشناسان و نه خود کسانی که در بعد اعتیاد هستند و هنوز راه را پیدا نکرده‌اند اما ما که به کنگره آمدیم این درد را تجربه کردیم و ما از حالشان خبرداریم و ما می‌دانیم آدم‌هایی که پشت این در هستند چه حالی دارند، چقدر دل‌شکسته و سرشکسته شده‌اند. چقدر غمگین هستند و آسیب‌هایی را دارد به خانواده، قوم و قبیله خودش میزند. الآن ما مثل آن آدم‌هایی قدیمی وظیفه‌مان است، یک‌بار مسئولیتی به دوش ماست که ما بتوانیم این حال خوبی را که در اینجا کسب کردیم و این اتفاق قشنگی که برای ما رقم خورد بسترش را برای بقیه فراهم کنیم.

 توی بحث لژیون سردار و گل‌ریزان این کار به قشنگی دارد شکل می‌گیرد، امیدوارم که همه ما بتوانیم توی این مسیر قدم‌های خیلی خوبی برداریم آن چیزی که در درون ما است خیلی صادقانه باشد، نه با نشان دادن اینکه من با فخرفروشی به دیگران بروم. چون باعث می‌شود که آن جاذبه لژیون سردار از بین برود. توی یکسری از شعب آدم‌هایی هستند که شاید فقط بابت این موضوع وارد شدند که خودشان را نشان بدهند و این آدم‌ها آرام‌آرام دور می‌شوند. باید آن حس واقعی و آن چیزی که از درون جوشش پیدا می‌کند را خیلی راحت بتوانیم با دیگران در میان بگذاریم و این راهی می‌شود که دیگران هم وارد شوند. درب لژیون سردار را باید باز گذاشت، جلسات تا جایی که می‌توانید بک وقت‌هایی باز اعلام کنید و بچه‌های سفر اولی هم حتی بیایند و بنشینند. هیچ اشکالی ندارد و برای خود من هم این تفکر در سفر اول شکل گرفت که من هم می‌توانم بیایم در این لژیون عضو شوم و تلاش و کوشش کردم و خودم را به آن نقطه‌ای رساندم که بتوانم بیایم. از مشارکت شما عزیزان هم استفاده می‌کنیم. خیلی ممنونم.

مشارکت اعضاء:

آقای رضا ربیعی، ایجنت محترم شعبه سمنان:

سلام دوستان، رضا هستم یک مسافر. من هم خدا را شکر می‌کنم که امروز توانستم در لژیون باشم و در خدمت شما باشم. خیرمقدم عرض می‌کنم خدمت حسین آقا که تشریف آوردند به شعبه خودشان و خیلی خوشحالیم از اینکه توانستیم میزبان شویم و نمایندگی سمنان انشا الله یک الگویی باشند برای هرکسی که توی این شعبه و توی این نمایندگی می‌آیند.

 در رابطه با دستور جلسه همیشه نوآوران برنده‌اند. اگر شما یک هدفی دارید در هر زمینه‌ای، من فکر می‌کنم باید خلاقیت باشد، باید نوآوری باشد حتی در لژیون، شما اگر در لژیون به‌عنوان کمک راهنما نشسته‌اید و یک حرف تکراری بزنید یک‌چیزی تکراری بشود خیلی جذابیت ندارد خسته‌کننده می‌شود اگر در لژیونی ما به‌عنوان مشارکت یک‌چیز تکراری به کسی دیگر گفته و من دوباره بگویم جذابیت ندارد باید طرحی نو باشد، باید خلاقیت باشد، اگر آدم‌ها بخواهند خلاق باشند یعنی حرف خلاقانه بزنند که مخاطبشان لذت ببرد و کسی که دارد می‌بیند از اینکه لذت ببرد باید خودشان نو بشوند اگر ما خودمان نو بشویم کارهایی که می‌خواهیم انجام دهیم خودبه‌خود من فکر می‌کنم فکر جدید توی سرمان می‌آید و حرف جدید می‌آید، عمل جدید می‌آید، مخاطبمان خیلی راحت جذب می‌شود، می‌توانیم زودتر برای آن هدفی که داریم برسیم.

 آقای مهندس با طرح خود همین روش dst روش نوایی بود. یک روش نو خودبه‌خود به وجود نیامد که نشسته باشد توی خانه صبح بلند شود یک حرف جدید بزند یک سری اعمال جدید انجام داد، یک سری حرکت‌های جدید انجام داد آن‌وقت فکرهای جدید هم آمد توی سرش ارائه کرد، خریدار پیدا کرد، مشتری پیدا کرد، خیلی هم جذاب بود برای کسانی که می‌شنیدند پس ما هم اگر بخواهیم از آن الگو استفاده کنیم باید حرکت‌های جدید انجام بدهیم حرکت‌های جدید در مورد کاری که می‌خواهیم انجام بدهیم. ما الآن جشن گل‌ریزان داریم، فضا را عوض کنیم، محیط را عوض کنیم باید خودمان حرکت کنیم تا دیگران حرکت کنند. خیلی وقت‌ها آقای احمد حکیمی و یا خیلی از دوستان گله‌داری را مثال می‌زدند. کسانی که گله‌دار هستند می‌دانند گله‌داری خیلی سخت است اگر بخواهید هدایتشان کنید. چون آن‌ها معمولاً جلو می‌روند گله خودشان می‌آیند خیلی راحت، اصلاً هم زور نمی‌زنند. ولی یک سری می‌آیند و مدام می‌خواهند گله را هدایت کنند این‌طرف و. آن‌طرف، آخرش هم پدرش درمی‌آید 4 تا این‌وری می‌روند و 4 تا هم آن‌طرفی می‌روند، به سرانجام نمی‌رسد. پس خودمان باید حرکت‌های جدیدی را انجام دهیم همه ما آن چیزی که فکر می‌کنیم ما یک طرحی داشتیم که در هفته قبل گفتیم که بیاییم برای عوض کردن فضا یک کلیپی را درست کنیم و مانیتوری بگذاریم. کلیپ را درست کردیم و در ایسنا گرانم هم پخش شد ولی اینجا هنوز آماده نشده بود این کار را باید حتماً انجام دهیم. همه ما اینجا خدمتگزار باشیم و همه ما مشارکت کنیم و از حس خودمان بگوییم و تمام خدمت‌ها را خودمان انجام دهیم. به‌جای دستور دادن که آقا شما این کار را انجام بدهید بیاییم از حسمان بگوییم که با انجام این کار حالم خوب شده، اذیت شدم، نه اصلاً بهتر شدم همه این‌ها را بگوییم و آن اتفاقی که باید بیافتد برای آن‌کسی که می‌خواهد اتفاق می‌افتد باید می‌افتد پیش‌قدم باشیم. پیش‌قدم‌ها و نوآوران همیشه خلاق‌اند.

آقای حسین سلیمانی، دستیار محترم دیده‌بان:

یک موضوعی که آقای ربیعی گفتند اینکه ما سه هفته پیش صحبت می‌کردیم اینکه معمولاً آدم‌ها یک‌چیزی را طوری نشان می‌دهند که ببینند. من تا نبینم بابتش پولی نمی‌دهم. این ساختمان که الآن در حال ساخت است موضوع قشنگی است و همه دارند می‌بینند و این تلاش و این زحمت به خاطر این ساختمان برای خودتان است و یک‌چیزی که جناب آقای زر کش همیشه می‌گویند این است که ما بهشت ندیده را به کسی نمی‌فروشیم ما همه حال خوب را دیدیم دیگر ازاین بهتر می‌خواهد چه باشد؟ آقای زر کش گفتند هر انسان اثرانگشت خودش را دارد از روی دست همدیگر نگاه نکنیم. موقع پول دادن و موقع بخشیدن هرکسی یک توانی دارد. حال در جلسه توان مالی راجع به این موضوع باهم صحبت کردیم و شاید در اینجا در موردش صحبت شده باشد فقط اینکه هرکسی یک توانی دارد باید به‌اندازه توانم حرکت کنم باید اندازه وزنه خودم و توان خودم حرکت کنم. اصلاً در پی جذب دنور باشیم به قول آقای مهندس هنوز یک آدم دل و جگردار پیدا نشد. میلیاردی‌ها وارد بازی شوند.

جشن گل‌ریزان به صلاحدید مرزبانان و ایجنت و اسیستنت شعبه است. در جشن گل‌ریزان کارهای جدید انجام دهیم. خیلی خوب است هر هفته یک نفر برود بالا خودش را معرفی کند و بگوید از اعضاء لژیون سردار هستم هرکسی درخصوص لژیون سردار سؤالی دارد بیاید از من بپرسد و من در خدمت هستم. با این کارها اعضاء بیشتر حضور پیدا می‌کنند.

همسفرخانم سمانه، اسیستنت محترم شعبه سمنان:

سلام دوستان سمانه هستم یک همسفر. خدا را شکر می‌کنم که بار دیگر دورهم جمع شدیم. خیرمقدم به آقای سلیمانی. صحبت‌های جناب آقای زر کش همیشه برایم حکم سند را داشت. علاوه بر اینکه دیده‌بان لژیون سردار است راهنمای من هم هست. اینکه جناب آقای زر کش همیشه می‌گویند هرکسی با تمام توان خود حرکت کند و توان هرکسی نسبت به دیگری فرق می‌کند. من جلسه پیش هم گفتم این را خیلی‌ها بلد نیستند یا نگرفتند خیلی‌ها دلیل پول دادنشان را نمی‌دانند و نمی‌دانند اگر ببخشند چه اتفاقی می‌افتد. من باید اهدافم را یکجایی یادداشت کنم. برای رسیدن به اهدافم بدانم چه‌کارهایی را باید انجام دهم از چه خواسته‌هایی باید بگذرم و هرکسی این کار را انجام دهد حتماً به آن می‌رسد و برایش اتفاق خواهد افتاد.

هفته قبل آقای زر کش فرمودند هرکسی بیاید باخدا معامله کند نمی‌تواند به خواسته خود برسد مثلاً یک همسفر می‌آید 50 هزار تومان نذر می‌کند که مسافرش به درمان برسد اما بداند خواسته‌اش برآورده نمی‌شود. هرزمانی 50 هزار تومان را پرداخت کرد آن‌وقت حتماً مسافرش به رهایی می‌رسد. ما در گروه هم‌سفران تصمیم گرفتیم روز جمعه که به پارک 8 شهریور می‌رویم بچه‌ها را برای بازدید از ساختمان در حال احداث کنگره 60 شعبه سمنان ببریم و از نزدیک ببینند و این کار را انجام دادیم و برایمان خیلی خوب بود و حس و حال بچه‌ها هم این‌گونه بود و می‌گفتند خیلی خوب بود که رفتیم و از نزدیک دیدیم و این حس و حال و نتیجه خیلی خوب بود.

در لژیون سردار همه حس‌ها به هم نزدیک‌تر است و خیلی راحت‌تر می‌توانیم راهکار بدهیم چون سطح فرکانسمان درواقع یکی شده است البته بیرون از لژیون حرف ما زیاد خریدار ندارد ولی وقتی داخل لژیون باشیم یعنی حرف برای گفتن داریم؛ یعنی دوست داریم که پیشرفت کنیم و شعبه خودت را دوست داری و با تمام وجودت برای آن زحمت می‌کشی و تلاش می‌کنی. در قدیم اصطلاحی که بکار می‌بردند می‌گفتند ما با چنگ و دندان شعبه خودمان را می‌گیریم و نمی‌گذاریم شعبه ما اتفاقی برایش بیافتد حال پیام‌هایی که آقای مهندس فرمودند و اتفاق خوبی که برای ما افتاده این است که در لژیون سردار هفت نفر اضافه شدند و این اتفاق خیلی عالی است. در این خصوص باخانم کماندار صحبت می‌کردم گفتند خیلی عالیه و این پیشرفت خیلی خوب است. همه این‌ها را ما به فال نیک می‌گیریم. کاری که کردیم این بود که ازنظر تک‌تک بچه‌ها استفاده کردیم و مشورت گرفتیم امیدوارم جشن خیلی خوبی هم بگیریم و مبلغ خیلی خوبی هم جمع شود تا با آن بتوانیم وارد ساختمان جدیدمان شویم.

آقای محمدجواد، کمک راهنمای محترم:

ممنونم از استاد محترم بابت وقت مشارکت که به من دادند و خیرمقدم عرض می‌کنم. خواستم از حس خودم بگویم اینکه من در هفته اخیر خیلی حالم خوب بود و دلیل مهمش همین عضو بودن در لژیون سردار بود. در این فکر بودم که آقای مهندس خواستند همه ما بخشنده بودن را یاد بگیریم و من در این فکر بودم که چگونه فرزندانم را بخشنده بار بیاورم تا از همان بچگی این حس را تجربه کنند.

ای‌کاش زودتر به کنگره می‌آمدم. همیشه درکنگره پرداخت‌هایی را داشتم اما آن پرداخت‌ها با پرداخت در لژیون مالی فرق می‌کند چون نمی‌دانم چه حکمتی دارد اینکه حال و هوای دیگری دارد و یک تحول عظیمی در زندگی ایجاد می‌کند که قابل وصف نیست. دوست دارم این حس را به دیگران منتقل کنم تا آن‌ها نیز به لژیون سردار بپیوندند.

سؤالی که داشتم این است که در لژیون مالی تعهدی چه جوری است؟ اگر چک باشد چه جوری است؟

آقای حسین سلیمانی، دستیار محترم دیده‌بان:

ما به‌هیچ‌عنوان اجبار در پرداخت نداریم چون شاید خیلی‌ها ممکن است نداشته باشند دلشان بشکند. وقتی اجبار باشد شاید اصلاً نیایند. ما باید به آن‌ها یاد بدهیم که شما که روزی فلان مقدار سیگار مصرف می‌کردید این پول یک یا دو هفته‌ات را بگذار برای جشن گل‌ریزان. اندازه دقیق را به آن‌ها یاد بدهیم خودشان وارد بازی می‌شوند. دوم اینکه پرداخت‌های ما یا کارت خان است یا چک و یا تعهدی. برای تعهدی هیچ اجباری نیست که دنبال تعهدی برویم که آقا بیا تعهد خودت را پرداخت کن چون کنگره دنبال کسی نمی‌رود که بیایند تعهد خودشان را پرداخت کنند. سفر اولی‌هایی که 6 ماه از سفرشان گذشت می‌توانند عضو لژیون سردار شوند. برای عضو شدن باید 6 میلیون را حتماً پرداخت کنند. جناب مهندس فرمودند هر کس عشق دارد که عضو لژیون سردار شود باید ابتدا حداقل 3 میلیون پرداخت کند و دو مرحله دیگر هر مرحله‌ای یک و نیم پرداخت کند تازه بعد از پرداخت کامل عضو لژیون سردار خواهد شد. کسانی که دنور می‌شوند در طی 5 ماه هم می‌توانند هرماه 10 میلیون پرداخت کنند و 6 میلیون هم برای انگشتر طلای دنوری که جناب مهندس با نشان دنوری اهدا می‌کنند که جمعاً می‌شود 56 میلیون تومان.

در مورد چک. از کسانی که چک می‌گیرید پشت چک مشخصاتشان را بنویسید از چک کپی بگیرید کپی را به خودش بدهید مشخصات چک را در فرم پرکنید و فرم و چک را تحویل مرزبان مالی بدهید که مرزبان مالی به دفتر مرکزی تحویل می‌دهند.

فیش‌های صادرات که در بانک پرداخت می‌شود را کپی گرفته، کپی را به شخص و اصل فیش را به مرزبانان مالی تحویل بدهند.

افرادی که می‌خواهند قبل از موعد پرداخت کنند باید رسید پیش از موعد را پر کنند و جفت فیش‌ها رو از آن‌ها بگیرید که مغایرت نخورد و کپی به آن‌ها بدهید.

بحث لژیون سردار یک جایگاه است مثل کمک راهنمایی و مرزبانی. اگر کسی وارد این جایگاه می‌شود باید توان مالی داشته باشد. جناب مهندس فرمودند اگر کسی توان مالی ندارد لزومی ندارد که زندگی خو. دش را خراب کند و به مشکل بیافتد. یک شخصی آمد پیش آقای زر کش گفت من می‌توانم ماهی یک‌میلیون پرداخت کنم آقای زر کش گفتند نه. شما برو همان یک‌میلیون تو من‌ها را جمع کن وقتی کامل شد بیار پرداخت کن. تو باید اول یاد بگیری که چطور پول جمع کنی و این خودش بحث آموزشی دارد. خب کسانی که در لژیون مالی عضو شدند و پرداخت داشتند خب این بحث به تفکر و جهان‌بینی مالی برمی‌گردد و این‌ها را باید انتقال بدهیم که چطور یک سفر اولی که پول دارو و هزینه رفت‌وآمد به کلاس را از خانواده‌اش می‌گرفت الآن به مرحله‌ای رسید که در لژیون سردار عضو می‌شود؟ چطور این اتفاق افتاد؟ چطور پس‌انداز کردن را یاد گرفت؟ بحث آموزش و حس‌هایی که در لژیون سردار وجود دارد را باید به دیگران انتقال دهیم.

مسافر محترم، آقای احسان شهابی:

سلام دوستان احسان هستم یک مسافر. خیرمقدم عرض می‌کنم خدمت حسین آقای محترم. خیلی خوشحالم که شمارا از نزدیک می‌بینم. هر هفته‌ای که مسئولی از تهران به شعبه ما می‌آید کلی انرژی شعبه بالا می‌رود. دفعه قبل جناب آقای اشکذری تشریف آوردند خیلی استفاده کردیم. جناب آقای اشکذری فرمودند وقتی ما می‌خواهیم یک کاری را انجام دهیم باید پتانسیل آن کار را داشته باشیم و تأمین کنیم و دلیل کافی باید برای این کار داشته باشیم. خب ما که باید در لژیون سردار قرار داریم باید روی تأمین دلیل کارکنیم خودمان باید دلیلمان به حد توپ و عالی برسد. من گاهی فکر می‌کنم برای عضو شدن در لژیون سردار خب 6 میلیون دادم دیگر تمام شد. نه تمام نشد بلکه تازه شروع شد چون لژیون سردار جمع فرمانده‌هاست. هرکسی باید در حد توان مالی و تفکر خودش بیاید پول بریزد در دایره وسط تا بتوانیم تأمین دلیل را هم برای خودمان بیشتر کنیم و هم برای اطرافیان.

خب من احسان هم‌توان مالی دارم و هم اینکه شعاعی دارم افرادی را که در اطراف خودم هستند سعی می‌کنم تشویق کنم. برای خودم دلیل‌هایی که دارم خیروبرکتی که به زندگی من برگشته و الآن که در اینجا حاضرم به خاطر آن دلیل‌هاست. گوینده باید بدون اغراق صحبت کند. ما غیر از جهان‌بینی که داریم آموزش می‌گیریم در کنارش یک حس و حال خوب است که داریم تجربه می‌کنیم. پس دلیل آمدن در لژیون سردار همین ساختمان در حال ساخت شعبه است که همه ما باید خواسته‌هایمان را متمرکز کنیم تا بتوانیم مبلغ جمع‌آوری‌شده را خیلی بیشتر از پارسال پرداخت کنیم. باید گردوغبارهایمان را بزداییم و شفاف‌تر باشیم تا انرژی بیشتری دریافت کنیم و مهم این است که خواسته‌هایمان را با قدم‌های محکم‌تری برداریم.

آقای رضا ربیعی، ایجنت محترم شعبه سمنان:

لژیون سردار یک‌چیز نویی نیست ما باید یک طرح جدیدی داشته باشیم باید دنور داشته باشیم من در روز رهاییم یک پولی را به جناب مهندس دادم که به مهندس گفتم این پول را دوست دارم در شعبه خودمان پرستار هزینه کنید. جناب مهندس آن پول را از من نگرفتند و گفتند هر وقت پول را دادید و گفتید هر جا دوست دارم خرج کنم قبول می‌کنم. ما در پرداخت‌ها نباید تعصبی برخورد کنیم چون تعصبات بال آدم را می‌بندد. من در جلسه دنورها بودم خب خیلی آموزش و انرژی گرفتم. من از آدم‌هایی که تأثیرگذارند خیلی لذت می‌برم. کسانی که برنده هستند چه بخواهند و چه نخواهند لذت می‌برند ما هم باید تأثیرگذار باشیم و مطمئن باشیم تأثیری که یک دنور می‌تواند داشته باشد به همان نسبت قابل‌مقایسه نیست و توقعی که از یک نفر که تمکن مالی دارد و اینکه همه این‌ها را خداوند به ما داده. همانطوریکه در پیام آمده من آب می‌آورم تو آن‌قدر بنوش که سیراب شوی اما نه زیرآب. خیلی وقت‌ها چیزی که خداوند به ما داده اگر ما نبخشیم در آن غرق می‌شویم و در همان لایه‌ها از بین خواهیم رفت و برای همین علت باید طرحی نو باشیم.

آقای حسین سلیمانی، دستیار محترم دیده‌بان:

وقتی باد بیاید یک‌تکه کاغذ را به این‌طرف و آن‌طرف پرت می‌کند اما اگر همین کاغذ، روی آن‌یک میخ محکم بزنیم نگهش می‌دارد. دنورها مثل همین میخ‌ها هستند کسانی که دنور هستند مثل کسانی هستند که با دوستان خود به رستورانی می‌روند و در آخر او دنگ همه را حساب می‌کند و می‌گوید دوست داریم دور یک سفره نشسته‌ایم و می‌خوریم. آن آدم دل و جگردار هست چون همه رفیق‌هایش را مهمان می‌کند. الآن بحث 6 میلیونی‌ها عادی شد یک سری دارند می‌روند جلو و جزء سابقون شدند و این‌ها همان خط‌شکن‌ها هستند و اینان طرح ما هستند.

کمک راهنمای محترم، همسفرخانم هما:

من چند روز پیش اتفاقی که برایم افتاد و خیلی ترسیدم جدی شود. به مسافرم گفتم بعد از حیاتم خانه‌مان را بفروش و سهم خود را بردار و از سهم من برای لژیون سردار بریز تا من‌بعد از مرگم حتماً جزء دنور باشم. بعد پیش خودم فکر کردم که این می‌تواند خواسته‌ای باشد چرا من این را بعد از مرگم از خدا می‌خواهم؟ از خدا می‌خواهم که این زودتر ازاین برایم فراهم شود همانطوریکه زمانی که برای عضو لژیون سردار شدن ازاین خواسته‌ام خیلی دور بودم اما به‌محض اینکه خواسته‌اش آمد به تکاپو افتادم و یکسری آموزشهایی درزمینهٔ مالی شروع کردم تا باورها و نظرهایم عوض شود و همین تغییر باورها باعث شد یکسری جریان‌های مالی در زندگی‌ام اتفاق افتاد که هم خودم و هم مسافرم به نتیجه رسیدیم که هر 6 ماه باید درآمدمان افزایش چشم‌گیری داشته باشد در غیر این صورت حتماً قصوری مرتکب شدیم و کوتاهی در کارمان داشتیم. خب گام اولم برداشتن تعهد بود با این حسم که از چند روز قبل گل‌ریزان داشته باشم بیایم انرژی‌ها را جمع کنیم و با خود به شعبه بیاوریم و به اعضاء دیگر انتقال دهیم و بتوانیم با آن حس و انرژی مدار شعبه را بالا ببریم. چه‌بسا اینکه در چند ماه گذشته مدار شعبه جابجا شده و نشان داد که می‌شود به جلوتر هم برود.

کمک راهنمای محترم، آقا عماد:

ممنونم از استاد محترم و از صحبت‌هایشان استفاده کردم. چند روز پیش برای نماز مسجد رفته بودم. تولیت مسجد پشت بلندگو می‌گفت صد هزار تومان پول برق آمده بیایید کمک کنید تا پول برق را پرداخت کنیم. یک آقایی کنارم نشسته بود از جیبش یک دسته پول درآورده بود که 50 هزارتومانی و 10 هزارتومانی را خیلی منظم چیده بود از میان آن‌یک پانصدتومانی پیدا کرد و در سبد انداخت. در آنجا بود که یاد صحبت‌های آقای خدامی افتادم که خداوند دل بخشنده را به هرکسی نمی‌دهد. ما در اردو خیلی‌هایمان می‌گفتیم در دل طبیعت هستیم ولی لذت بردن از طبیعت باید اذنش صادر شود. لذت بردن از پول هم باید اذنش صادر شود. خیلی‌ها هستند که پول زیادی دارند اما لذت آن را نمی‌چشند چون اینان نگهبانان پول‌ها هستند. کسانی هستند که نمی‌توانند از مالشان استفاده کنند و هیچ لذتی نمی‌برند. خودم هم نمی‌توانستم از پولم استفاده کنم تا اینکه روزی که وارد لژیون سردار شدم به قول جناب آقای زر کش ما هرکدام وظیفه‌ای داریم و باید بدانیم وظیفه ماچی هست؟ من از روز اولی که وارد کنگره شدم نمی‌دانستنم هزینه اجاره و آب و برق و تلفن و گاز اینجا چقدر است و هیچ‌کسی هیچ صحبتی در این خصوص با ما نکرد و ما هم آمدیم و به‌راحتی درمان شدیم. شرکت در لژیون سردار و پرداخت اول لذتش به خودم برمی‌گردد و کار مای آن را خودم می‌بینم و تابه‌حال هر چه دارم از کنگره‌دارم و باید بیش‌ازحد توانم به کنگره کمک کنم.

آقای حسین سلیمانی، دستیار محترم دیده‌بان:

پیام تقدیر را همه ما خواندیم. یک قسمت این پیام می‌گوید اعمال ما در خطوط تقدیر تغییر ایجاد می‌کند. یک‌زمانی است من یک کاری را انجام می‌دهم و تقدیر خودم را تغییر می‌دهم و در جهت درست می‌برم اما یک‌وقت‌هایی است یک کارهایی را انجام می‌دهم به قول آقای مهندس نه‌تنها تقدیر خودم را تغییر می‌دهم بلکه تقدیر شمار بسیار زیادی از انسان‌ها را تغییر می‌دهم. کاری که آقای مهندس کردند مسیر همه ما را عوض کردند و جهت زندگی همه ما را عوض کردند. بحث لژیون سردار دقیقاً همین است هستی دارد رو به تعالی می‌رود اگر انسان خودش را در جهت تعالی نگه دارد و کسانی که می‌آیند در جهت حفظ تعادل هستی تلاش می‌کنند و گام برمی‌دارند و هستی آن‌ها را حفظ می‌کند. به تعادل رساندن یک خانواده یا جامعه یا یک شخص در جهت تعادل هستی است و هستی به‌هیچ‌عنوان نمی‌گذارد آسیب ببیند.

هستی از دو طریق ازدیاد پیدا می‌کند مثل درختان که یکی با هرس کردن و دیگری پیوند زدن. وقتی به درختی پیوند می‌زنیم آن درخت بی‌بر از همان نقطه پیوند باردهی آن افزایش می‌یابد.

در سفر اول تا مسافر پله کم نکند حالش خوب نمی‌شود. گاهی اوقات اگر دیدید با پرداخت 6 میلیون حالتان خوب نشد باید بیشتر از آن پرداخت کنید تا حالتان خوب شود. این تفکر باید در من تغییر کند تا من بتوانم دیگران را تغییر دهم.

آقای رضا ربیعی، ایجنت محترم شعبه سمنان:

این‌همه صحبت کردیم، این دو صد نیم کردار نیست. بعضی‌ها شاید نداشته باشند ما نمی‌توانیم زیاد به آن‌ها فشار بیاوریم چون از کنگره زده می‌شوند. چیزی که مسلم است این است که همه افراد با بخشش حالشان خوب می‌شود و همه آدم‌ها اگر بخشش را یاد بگیرند زندگی کردن را یاد می‌گیرند و کسی که بخشش کردن را بلد نباشد زندگی کردن را بلد نیست و کسی که بخشش کردن را یاد گرفته زندگی کردن را یاد می‌گیرد و همه این‌ها بستگی به توانگری آن فرد بستگی دارد.

 با احترام تهیه و تنظیم : دبیر جلسه هم سفر ام البنین ره جوی خانم مریم از لژیون دوم

عکاس : همسفر خانم راضیه ره جوی خانم محبوبه از لژیون هشتم

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
میثم عرب جمعه 20 دی 1398 05:42 ق.ظ
خدا قوت به تمامی اعضای سردار.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات