مراسم تجلیل از کمک راهنمای محترم خانم افسانه
سه شنبه 7 مرداد 1399ساعت03:00 ب.ظ|نوشته ‌شده به دست همسفر نفیسه | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله

خلاصه صحبت های کمک راهنما خانم مریم:

سلام دوستان مریم هستم، کمک راهنمای یک همسفر..

خانم افسانه ره‌جویی بود کاملاً فرمان‌بردار و همان‌طور که هم‌سفران در مشارکت‌های خودشان گفتند خانم افسانه مصداق بارز دستور جلسه فرمان‌برداری هستند. من در دوران خدمت خودم در لژیون شاید خیلی سخت‌گیر بودم و به ره‌جوهای خودم خیلی سخت می‌گرفتم. الآن که فکر می‌کنم دلم برای آن‌ها می‌سوزد مثل وقتی‌که بچه‌ها بزرگ می‌شوند؛ اما خوشحالم که می‌بینم همه آن‌ها دارای شال نارنجی و نشان نارنجی شدند. من دوره خدمتم با آن‌ها هم‌زمان نبود اما می‌دانم که خانم افسانه عزیز یکی از بی حاشیه‌ترین کمک راهنماها بوده است؛ و امیدوارم نتیجه خدمت‌های قطعاً خالصانه‌ای را که انجام داده است در زندگی خودش ببیند؛ و سالیان سال ازاین بذری که کاشته از جنگل زیبا و میوه‌هایش استفاده کند؛ و ره‌جوی خیلی خوبی بودند من که از ایشان راضی هستم؛ و اینکه ره‌جوهای خانم افسانه نیز تبدیل به فرماندهان لایقی بشوند. من دیگر صحبتی ندارم و ادامه صحبت را به خانم افسانه عزیز می‌سپارم.

خلاصه صحبت‌های کمک راهنما خانم افسانه:

سلام دوستان افسانه هستم همسفر نادر. ممنونم از همه دوستانی که امروز در جشن حضور داشتید و من را همراهی کردید. من امروز آخرین روز خدمتم در جایگاه راهنمایی را در کنار شما عزیزان به پایان رساندم؛ و از حضور تک‌تک شما ممنونم و برای شما آرزوی بهترین‌ها رادارم. از راهنمای عزیزم ممنونم که قدم رنجه فرمودند، بااینکه آخرین لحظه‌ام برجک زدند ولی خیلی خوشحالم که تشریف آوردند. من خودم ازاین خوشحالم که راهنمایی داشتم که هرازگاهی برجک به من می‌زدند که تلنگری بود برای من که از حالت سکون درمی‌آمدم و حرکت خودم را آغاز می‌کردم.

می‌گویند ناراحت نشو از هر فشاری که به تو وارد می‌شود بلکه خوشحال باش که آن فشار یک‌قدم تو را به جلوتر برده است.

خدا رو شاکر هستم که امروز در این جایگاه قرارگرفته‌ام و بازهم خدا را شکر می‌کنم که این لیاقت را به من دادند که شش ماه بیشتر در این جایگاه خدمت کنم به خاطر اوضاع بیماری کرونا و توانستم بازهم در این شش ماه بیشتر آموزش بگیرم و انرژی و حال خوش بیشتری دریافت کنم.

خب ورود من به کنگره تا امروز که روز خداحافظی من هست دوره پرفرازونشیبی بود. روزی که وارد کنگره شدم باردار بودم، شاید خانم یحیایی به خاطر داشته باشند روزی که به من مشاوره دادند. من هنوز این چند سالی که درکنگره هستم کسی را به حال خرابی خودم ندیدم. روزی که وارد کارگاه آموزشی شدم فقط یک‌گوشه نشسته بودم و گریه می‌کردم. چون آن موقع زمانی بود که مسافرم در بدترین وضعیت تخریب قرار داشت و من باوجودآن همه مشکلات باردار شده بودم و این‌که با این اوضاع یک بچه‌ام قرار است بیاید و باید چه‌کار کنم خودش یک داستان بدتر بود. روزی که جواب آزمایش خودم را گرفتم به خدا گفتم خدایا خودت یک مسیری را سر راهم قرار بده تا زندگی ما درست شود من آدمی نیستم که بخواهم این بچه را از بین ببرم؛ و خداوند مسیر کنگره را جلوی ما قرارداد. ابتدا من تنها می‌آمدم و مسافرم همراهی نمی‌کرد. خیلی اذیت می‌کرد.

اینکه می‌گویند هر اتفاقی می‌افتد خیری در آن نهفته است و ما بعداً متوجه می‌شویم، بارداری من در آن زمان دقیقاً همین ویژگی را داشت من فکر می‌کردم بدترین اتفاق برای من افتاده اما این مسئله باعث شد مسافرم به خودش بیاید که دارد پدر می‌شود و باید این مواد را کنار بگذارد و انگیزه و موتور حرکتی شد برای مسافرم.

دوره سفر اول من به خاطر بارداری و زایمان دوره سختی بود اما یادم نمی‌آید که غیبتی کرده باشم. از روز اول این راه توجیه را برای خودم بستم که اگر قرار است به هدف خودت برسی باید نگذاری چیزی مانع راهت شود و باید بهایش را پرداخت کنی. من تا آخرین جلسه قبل از زایمانم درکنگره حضور داشتم و هفته بعدش باوجود نوزاد کوچک دوباره در جلسه حضور پیدا کردم. حتی در دوران کمک راهنمایی نیز باوجود شرایط کاری که داشتم و ادامه تحصیل و بچه‌باز هم نگذاشتم هیچ‌کدام بهانه‌ای شود برای نرسیدن به هدفم. این را همیشه به ره‌جوهای خودم می‌گفتم که من هیچ توجیه و بهانه‌ای را از شما قبول نمی‌کنم چون خودم تمام این سختی‌ها را داشته‌ام.

به خاطر دارم روز زایمان من مسافرم در حالت سقوط آزاد بود و آن‌قدر حالش خراب بود که مرگ مسافرم را جلوی چشمم می‌دیدم اما هیچ‌وقت به خودم اجازه ندادم که به راهنمای مسافرم زنگ بزنم و اجازه بگیرم که برای مسافرم برنامه دیگری بگذارد. شب تا صبح بالای سر مسافرم پرپر زدم ولی به خودم اجازه این کار را ندادم. می‌خواهم این را بگویم وقتی هدفت برایت مهم باشد هیچ‌چیز نمی‌تواند مانع تو برای رسیدن باشد. وقتی تمام مشکلات را باهم بتوانی به سرانجام برسانی انرژی و حال خوشی که به دست می‌آوری آن‌قدر وصف‌نشدنی است و موتوری می‌شود برای حرکت و ادامه مسیرت.

برای آزمون کمک راهنمایی نیز چون بچه کوچک داشتم خیلی آمادگی نداشتم ولی برای اینکه برای مسافرم انگیزه باشم و نیمه‌راه او را رها نکنم شروع کردم به درس خواندن و باهم درس می‌خواندیم.

امروز به ره‌جوهای خودم گفتم من وقتی می‌خواستم مسافرم هر کاری را انجام دهد ابتدا خودم آن کار را انجام می‌دادم، خواستم مسافرم به کنگره بیاید، خواستم راهنما شود، ابتدا خودم در این راه قدم گذاشتم. آن حال خوشی که در این مسیر به دست آوردم آن‌قدر به مسافرم القاء کردم که پشت سر من حرکت می‌کرد. پس‌کار سختی نیست که مسافر خودت را هم مسیر خودت بکنی.

امروز که هردوی ما راهنما شدیم در مدتی که باهم بودیم این‌طور نیست که فقط او مسافر باشد و من همسفر بلکه گاهی اوقات او همسفر من است و گاهی من همسفر او، چون در این مسیر همدلی و همراهی که یاد می‌گیریم خیلی زیاد هست.

در طول دوره لژیون داری خودم باوجود حال خراب ره‌جوها آن‌قدر حال خوشی که از کنگره دریافت کردم زیادتر بود که هیچ‌وقت نمی‌توانست انرژی من را کم کند. امیدوارم که همه شما روزی این جایگاه کمک راهنمایی را تجربه کنید و اتفاقات قشنگی که در این مسیر برایتان می‌افتد را تجربه کنید و آن روز از شما می‌خواهم که برای همه آدم‌های دیگر هم دعا کنید.

ممنونم. مرسی.

در ادامه هم‌سفران با اهدای پاکت و گل از زحمات  کمک راهنما خانم افسانه قدردانی کردند که شمارا به دیدن عکس‌های این مراسم دعوت می‌کنیم











تهیه و تنظیم : همسفر نفیسه ره جوی خانم آزاده از لژیون نهم


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر عاطفه دوشنبه 13 مرداد 1399 10:44 ق.ظ
سلام
خانم افسانه عزیز بسیار متاسفم که نتوانستم در این جشن تجلیل باشکوه شرکت کنم
خداقوت و تبریک خدمت شما بابت این چند سال خدمت پی در پی و صادقانه
الگوی کامل ایستادگی و پایداری، سربلند و شاد زندگی کنی و انشاالله همه این راه را مثل شما بی نقص پیش بروند و موفق شوند.
همسفر معصومه لژیون 4 چهارشنبه 8 مرداد 1399 08:41 ب.ظ
سلام وخداقوت
تبریک به استاد گرامی خانم مریم عزیز
تبریک وسپاس فراوان به راهنمای عزیزم خانم افسانه
وتشکر از دبیر ونگهبان عزیز
همسفر سمیه چهارشنبه 8 مرداد 1399 04:50 ب.ظ
سلام خدا قوت خدمت خانم افسانه عزیز امیدوارم هرکجا هستند موفق باشند و بهترین ها را براشون آرزو دارم
همسفرزینب لژیون هشتم چهارشنبه 8 مرداد 1399 04:28 ب.ظ
تبریک وخداقوت به خانم افسانه وهمچنین کمک راهنمای خوبشون خانم مریم بهترین واستون آرزومیکم
همسفر مرضیه چهارشنبه 8 مرداد 1399 03:48 ب.ظ
سلام
تبریک و خدا قوت خدمت خانم افسانه عزیز بابت چهار سال خدمتشان امیدوارم بهترین ها برایشان رقم بخورد
همسفر الهه لژیون۴ چهارشنبه 8 مرداد 1399 02:53 ب.ظ
سلام وخداقوت
تبریک وتشکر ویژه به خانم مریم عزیز
سپاس از راهنمای عزیزم خانم افسانه بابت چهارسال خدمت عاشقانه صادقانه وخالصانه شان
سپاس از عزیزان گروه سایت وخانم نفیسه عزیز بابت انتشار مطالب
سپاس از خواهر های عزیزم که من را در برپایی این جشن یاری دادند
همسفر راضیه چهارشنبه 8 مرداد 1399 07:13 ق.ظ
سلام خداقوت
تبریک به خانم افسانه عزیز و راهنمای گرامی خانم مریم امیدوارم خیر و برکت خدمت شما در زندگی جاری باشد
همسفرطاهره چهارشنبه 8 مرداد 1399 12:37 ق.ظ
تبریک وخسته نباشیدبه کمک راهنماخانم افسانه آرزودارم این زحماتی که درطول این مدت درشعبه انجام دانددرادرکنارخانواده ببینند. وتبریک ویژه هم به کمک راهنمابزرگوارخانم مریم بابت چنین رهجوهایی که برای شعبه به جاگذاشتند
همسفر نفیسه سه شنبه 7 مرداد 1399 09:10 ب.ظ
تبریک و خدا قوت به کمک راهنما خانم افسانه عزیز
امیدوارم بهترین نتایج رو از زحمات خالصانه تون در طول این چهار سال ببینید
تبریک به کمک راهنما خانم مریم عزیز برای پرورش چنین رهجوهایی
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات