دلنوشته _همسفر الهه
چهارشنبه 8 مرداد 1399ساعت11:01 ق.ظ|نوشته ‌شده به دست همسفر الهه ذبیحی | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق الله

قلم در دستانم مرا یاری می‌کند تا از فرشته‌ای بنویسم و بگویم که سال‌هاست در کنارش درس درست زندگی کردن را،درس عشق ،محبت ،گذشت ،فداکاری ،صبر وامید را آموخته‌ام.فرشته مهربانی که درگذر گاه‌های سخت زندگی‌ام عاشقانه دستانم را گرفت و مرا از بحران‌ها و تنگناها عبور داد

به آنچه هست پی بردن تمنای دل می‌خواهد، الهام به آن شکل می‌دهد آنگاه‌که تصویری گرفت پالایش‌های مداوم به تراوش‌ها استحکام می‌بخشد و اما این سخن به‌گونه‌ای دیگر مورد کاوش ماست؛ یعنی حس، حس مانند قدرت مطلق است و در تمامی هستی و نیستی موجود ورویت ناپذیر اما هم نام خودش قابل حس است.

سلام دوستان الهه هستم یک همسفر

در هیاهوی زندگی یک نفر باید در کنارت باشد که بدون هیچ ترس و قضاوتی برایش همه‌چیز را تعریف کنی. تمام حرف‌هایی که شب‌هنگام خواب به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن به سرت هجوم می‌آورند و رسالتشان این است که خواب را از چشمانت بگیرند. حرف‌هایی که وسط خنده و شادی هم یادشان می‌افتی لال می‌شوی...

امروز قلم در دستانم مرا یاری می‌کند تا از فرشته‌ای بنویسم و بگویم که سال‌هاست در کنارش درس درست زندگی کردن را،درس عشق ،محبت ،گذشت ،فداکاری ،صبر وامید را آموخته‌ام.فرشته مهربانی که درگذر گاه‌های سخت زندگی‌ام عاشقانه دستانم را گرفت و مرا از بحران‌ها و تنگناها عبور داد. فرشته مهربانی که چراغ شب‌های تارم شد و با نورافشانی‌هایش خستگی‌ها، ناامیدی‌ها و شکست‌هایم را به امید و پیروزی تبدیل کرد. فرشته مهربانی که امن‌ترین نقطه زندگی‌ام بود و با خاطری آسوده هر آنچه در دل داشتم را بدون هیچ ترس و قضاوتی برایش می‌گفتم واو بامحبت مادرانه، خواهرانه و دوستانه یا هر آنچه می‌شود اسمش را گذاشت راهنمایی‌ام می‌کرد و راه را از چاه نشانم می‌داد.

این روزها شمارش معکوس آغازشده است و چه بخواهم چه نخواهم دوران خدمت راهنمای عزیزم فرارسیده است.

این روزها هوای دلم بس ناجوانمردانه شده است آسمان دلم ابری است ومی خواهد بببارد. می‌خواهم ببارم به یاد روزهایی که سرخورده و ناامید از همه‌جا به آغوش امن راهنمایم پناه می‌آوردم های های می‌گریستم تا سبک و آرام شوم.

به یاد روزهایی که زیر بار زخم‌زبان‌ها و نیش و کنایه‌های اطرافیانم به ستوه آمده بودم و تنها مرهم دردهایم راهنمای عزیزم بود. به یاد روزهایی که از تلاش‌های بی‌نتیجه‌ام خسته شده بودم از اشک‌ها و ناله‌های خودم خسته شده بودم و ناامیدی مانند خوره روح، روان، توان و جانم را می‌خورد اما کلام دل‌نشین راهنمای عزیزم به من قدرت وتوانی تازه می‌داد و با عزمی راسخ به زندگی برمی‌گرداند. به یاد دوشنبه و پنج‌شنبه‌هایی که لحظه‌شماری می‌کردم به کنگره و راهنمای عزیزم برسم در کنارش قرار بگیرم واو عاشقانه واژه‌ها را برایم تکرار کند و من با نیرویی تازه به جنگ مشکلات بروم. به یاد روزهایی که غم غربت مرا از پا درآورده بود و روز و روزگار برایم سخت می‌گذشت. کسی در کنارم نبود اما او به‌تنهایی جای همه را برایم پر می‌کرد. به یاد روزی که برای مصاحبه کمک راهنمایی همراهم شد تا تمام استرس‌ها و ترس‌هایم به گوشه‌ای بروند وجرعت نکنند خودی نشان بدهند چون او مثل کوه پشتم بود. به یاد روزهایی که با جهل و نادانی نافرمانی می‌کردم آموزش‌هایم را عملی نمی‌کردم و با اشک واه نزد او برمی‌گشتم. شکوه و شکایت دم‌دستی‌ترین کارم بود اما او هیچ‌وقت خسته نشد و کم نیاورد. یکجاهایی من به‌جای او هم کم می‌آوردم و از خودم خسته می‌شدم. خیلی سخت است اشک‌های یک نفر را ببینی و محکم باشی خیلی سخت است درد دل‌ها و شکایت‌های یک نفر را بشنوی نشکنی وقوی و محکم باشی. سخت است تاریکی‌ها را ببینی و روشن باشی. سخت است ناامیدی ببینی و امید را درس بدهی؛ و خیلی سخت‌تر است گاهی خودت کم آورده باشی و غمگین باشی اما باحال خوش با دیگران باشی. همسفر روزهای دل‌تنگی‌ام فرشته مهربانم افتخار این را داشتم پنج سال پر از فراز نشیب را در کنارتان سپری کنم. سختی‌ها و تلخی‌ها زیاد بود اما در کنار شما بودن به تمام این سختی‌ها می‌ارزید و باوجودتان هیچ‌وقت کم نمی‌آوردم به مو می‌رسید اما پاره نمی‌شد. خیلی اذیتتان کردم به‌اندازه ده تا رهجو از شما انرژی گرفتم و خسته‌تان کردم اما شما خیلی قوی بودی و من این قوی بودن را از شما خوب یاد گرفتم که سرسختانه برای هدفم بجنگم. کفش‌های آهنی‌ام در این راه فرسوده شده‌اند باید دستی به سر و رویشان بکشم و برای ادامه راه آماده‌شان کنم.

راهی که در آن به من آموختید هیچ دارویی همچون امید نمی‌تواند آدمی را زنده نگه دارد زندگی بیاورد و عشق ببخشد. امیدوارم لایق این باشم که بتوانم ادامه‌دهنده راه شما باشم. فرمان‌بردار خوبی نبودم اما امیدوارم با تکرار و تمرین بیشتر چون شما فرمانده لایقی باشم برای آیندگان.

از کنگره و جناب مهندس سپاس‌گزارم که فرشته‌ای چون شمارا در مسیر درمان ما قرارداد که از او بیاموزیم هیچ مشکل و هیچ بهانه‌ای نمی‌تواند ما را از هدفمان دور کند.از خانم مریم عزیز سپاسگزارم که باعشق و انرژی نابشان  استادی چون شما را پرورش دادند.

خانم افسانه عزیز استاد و راهنمای بزرگوارم:

تمام‌قد به احترامتان می‌ایستم و سر تعظیم فرود می‌آورم و دستان پرمهر و عاطفه‌تان را از راه دور می‌بوسم و به یاد تمامی این سال‌ها از شما تشکر و قدردانی می‌کنم. یاد شما تا همیشه مانند نگینی در قلب و خاطر من زنده می‌ماند امیدوارم هرکجا هستید موفق و پیروز باشید. برای رفتنتان دل‌تنگم اما می‌دانم مأموریت شما تا به اینجا بوده است و جایگاه‌های بالاتری برازنده عزیزی همچون شما است. سپاس به خاطر همه محبت و عشقی که به من ارزانی داشتید.

عشق و محبتی که از شما یاد گرفتم را بدرقه راهتان می‌کنم و آرزو می‌کنم به همه آرزوهای قشنگتان برسید و تا همیشه سالم و سلامت باشید.

با احترام همسفر الهه رهجوی کمک راهنمای محترم خانم افسانه عزیز از لژیون چهارم

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
زهرا همسفرعماد چهارشنبه 8 مرداد 1399 09:12 ب.ظ
سلام وخدا قوت به خانم الهه عزیز. حستان رازیبا ودلنشین بیان کردید. خسته نباشید به خانم افسانه عزیز. حق یارتان
چهارشنبه 8 مرداد 1399 08:30 ب.ظ
سلام وخداقوت به خانم الهه عزیز
چه توصیف زیبایی ، مثل همیشه، برای هر کلمه اش اشکم ریختم ،تبریک به شما خانم الهه عزیزوهزاران تبریک وسپاس
به راهنمای عزیزم خانم افسانه وراهنمای گرامیشان خانم مریم عزیز
همسفرآزاده چهارشنبه 8 مرداد 1399 07:31 ب.ظ
سلام و درود به خانم الهه عزیز بابت سپاسگزاری و دلنوشته زیباتون احسنت به شما که قدردان راهنماتون هستید
تبریک و خداقوت به خانم افسانه بابت پرورش همچین رهجویی
موفق و موید باشید
همسفر تارا چهارشنبه 8 مرداد 1399 06:42 ب.ظ
سلام
بسیار عالی دست به قلم شدی خانم الهه عزیز موفق باشید
همسفر سمیه چهارشنبه 8 مرداد 1399 04:48 ب.ظ
سلام خدا قوت
تبریک به خانم الهه امیدوارم همیشه موفق باشند
تبریک به خانم افسانه عزیز بابت همچبن رهجوی
همسفر راضیه چهارشنبه 8 مرداد 1399 02:39 ب.ظ
سلام خداقوت
خانم الهه عزیز درود بر شما بسیار زیبا حس خود را درمورد راهنمای گرامیتان وصف کردید مدتی است توانسته ام بر احساساتم غلبه کنم و اشک چشمانم جاری نشود ولی شما به زیبا ترین شکل این کار را کردید بسیار لذت بردم
برای شما و خانم افسانه عزیز آرزوی بهترین ها را دارم .
همسفرزینب لژیون هشتم چهارشنبه 8 مرداد 1399 01:51 ب.ظ
تبریک وخداقوت به خانم الهه خیلی زیبا بود لذت بردم وتیریک به خانم افسانه بخاطر همچین رهجوهای خوبی...
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic