کارگاه آموزشی همسفران با استادی اسیستنت محترم خانم منصوری(مراسم تجلیل)
دوشنبه 26 تیر 1396ساعت09:06 ب.ظ|نوشته ‌شده به دست همسفر ام البنین | ( نظرات )
جلسه  پنجم از دور بیست و هفتم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی هم‌سفران کنگره 60 نمایندگی سمنان روزهای دوشنبه با استادی  اسیستنت محترم خانم منصوری  و نگهبانی خانم فاطمه و دبیری خانم هانیه با دستور جلسه  وادی یازدهم و تآثیر آن روی من در تاریخ 96/04/26  رأس ساعت 16:00 آغاز به کار نمود.

 در ادامه مراسم تجلیل و قدردانی از کمک راهنمای محترم سرکار خانم یحیایی برگزار گردید.




ممنونم از نگهبان عزیز که فرصت خدمت را در اختیار بنده قراردادند تا بتوانم خدمت کنم.

دستور جلسه در مورد وادی یازدهم است: رودهای خروشان و چشمه‌های جوشان همه به بحر و اقیانوس می‌رسند.

امروز در مورد این دستور جلسه می‌خواهیم صحبت کنیم و هم اینکه مراسم تقدیر و تشکر از کمک راهنمای محترم سرکار خانم مرضیه یحیایی هست و راجع به این دو موضوع می‌خواهیم صحبت کنیم.

من واقعاً احساس می‌کنم وادی یازده یک ارتباط خیلی نزدیک به خانم یحیایی دارد چون ایشان دقیقاً مثل چشمه هستند چه در زندگی شخصی و خصوصی‌شان  و چه همسر داری و بچه‌داری، تا آنجایی که من در جریان هستم. همینطور درکنگره در جایگاه مرزبانی ، راهنمایی ( لژیون داری و پرورش استاد) مثل یک چشمه جوشان توانستند عمل کنند و یکی از اهداف راهنما همین است که ره‌جو را طوری هدایت کند که به جایگاه راهنمایی برسد.

به قول جناب مهندس که فرمودند؛ برای اینکه یک رود خروشان شویم  ابتدا باید چشمه جوشان باشیم. تا زمانی که چشمه نباشیم به رود تبدیل نمی‌شویم

هر چشمه‌ای هم با دیگری متفاوت است. چشمه‌ای که اختلاف‌ پتانسیل کمتری دارد قطعاً جوشش کمتری دارد و قطعاً مسیری را که طی می‌کند خیلی کوتاه است و این خیلی متفاوت است با چشمه‌ای که در ارتفاع بالاتر است. در ما نیز هرچه اختلاف‌پتانسیل بیشتر باشد چشمه عمیق‌تر است و رودی هم که از آن چشمه جوشش می‌کند و جاری می‌شود  خروشان تر است و جوشش بیشتری دارد.

حالا همه ی این رودها و چشمه‌ها می‌خواهند به یکجایی برسند و هدفی دارند و دنبال آن آرامش هستند و به خاطر همین تمام سختی‌های مسیر را تحمل می‌کنند و قلوه‌سنگ‌های مسیر و پستی‌ و بلندی‌ها را تحمل می‌کنند، برای تبدیل‌شدن به چشمه، باید از دل تاریکی و لایه‌های درونی زمین عبور کرد و خیلی سختی را یک چشمه تحمل می‌کند و اگر بخواهد به چشمه جوشان تبدیل شود نیاز دارد به یکسری امکانات دارد.

اگر هرکدام از ما درکنگره بخواهیم به یک چشمه تبدیل شویم باید دانایی کسب کنیم، آموزش بگیریم ، از منابع اطلاعاتی خوبی که همان نشریات هستند استفاده کنیم و ذره‌ذره از قوه به فعل هم دربیاوریم. وقتی از قوه به فعل در آوریم و بخواهیم که خدمت کنیم درواقع یک جورایی داریم تبدیل به چشمه می‌شویم.

حال اگر خدمت کنیم چه اتفاقی می‌افتد؟ کسی که  درکنگره خدمت می‌کند آن‌هم خدمت داوطلبانه که باعث می‌شود فرد ازنظر درونی و بیرونی جایگاهش یک پله بالاتر برود و اختلاف‌پتانسیل ایجاد شود. آنجاست که دقیقاً این چشمه شدن در او اتفاق می‌افتد و دیگر مثل یک رود خروشان می‌شود چون قرار است یک مسیر طولانی را برود و برسد به رودهای دیگر چون به‌ تنهایی قوی نیست که بتواند به بحر و اقیانوس برسد. باید یک مسیر طولانی را طی کند و به بقیه رودهای دیگر برسد و با آن‌ها پیوند بخورد و بعد بتواند به بحر و دریا یا اقیانوس برسد.

حال فردی که می‌خواهد بیاید درکنگره و رها شود و به مسافرش کمک کند، از منابع آموزشی کنگره 60 استفاده می‌کند و داوطلبانه خدمت  می کند، چهار تا صندلی را جابجا می‌کند ، مشارکت می‌کند ، اعلام سفر می‌کند، سالن را نظافت می‌کند و جایگاه‌های خدمتی را ذره‌ذره تجربه می‌کند  او به چشمه تبدیل می‌شود. حال وقتی این فرد در جمع قرار می‌گیرد  چشمه ای است که تبدیل به رود خروشان می شود هرکدام از شماها درواقع یک رود خروشان هستید وقتی‌که در کنار همدیگر باشید و یک هدف مشخص را داشته باشید همدل و هم حس باشید به آن اقیانوس می‌رسید. نمی‌شود که من بگویم من چشمه جوشان هستم و از همه بهترم و رود خروشان هستم اما من بروم غرب چهار نفر دیگر درکنگره می‌روند شرق و شش نفر دیگر می‌روند شمال و دو نفر دیگر دارند می‌روند جنوب در این صورت ، هیچ‌کدام به نتیجه نمی‌رسند. زمانی همه ما به آرامش و نتیجه می‌رسیم که گره‌های خودمان را بازکنیم و در راستای همدیگر حرکت کنیم یعنی لژیون یک در راستای لژیون دو و لژیون دوم در راستای لژیون سوم تا انتها همه ی ما آمدیم تا همدیگر را بسازیم.

آن خانمی که تازه‌وارد است دقیقاً آمده که من اسیستنت را کامل کند. همه ما یک رود هستیم اما در راستای هم. باید یکجایی به هم پیوند بخوریم و یک اجتماع خیلی بزرگی را تشکیل دهیم به اسم بحر و اقیانوس. دیگر وقتی به هم می‌رسیم نه حس حسادت و نه کینه و نه خشم داریم. 

 وقتی هدف مشترک باشد همه ما دست‌به‌دست همدیگر می‌دهیم تا یک نفر را از دام اعتیاد نجات دهیم.

                                  پیام مرزبان کشیک و اعلام آمادگی کمک راهنمایان جهت پذیرش ره جوی تازه وارد

خلاصه سخنان خانم منصوری:

خانم یحیایی تقریباً جزء اولین ره جویان من بودند. در آن زمان دخترشان فاطمه خیلی کوچک بود و با آنکه در آن زمان مشکلات زیادی داشت از همان اول پذیرش خوبی داشت و اصلاً گلایه و شکایت نمی‌کرد و چهره‌اش باز بود و خیلی صبور بودند. خیلی خوش‌اخلاق بودند و هستند و من خیلی ایشان را دوست دارم آن‌هایی که درکنگره به نحوی خدمت کردند و می‌کنند به‌نوعی رود بودن و خروشان بودن را تجربه می کنند و خیلی دوستشان دارم.

خانم یحیایی دست‌پخت خیلی خوبی دارند و آن زمان‌هایی که می‌خواستم مادر شوم خانم یحیایی چیزهای خوشمزه می‌آوردند.

اینکه می‌گویم در زندگی خصوصی هم خیلی خویند این نیست که رفت‌وآمد خانوادگی داشته باشیم بلکه یک راهنما می‌فهمد که ره‌جویش در خانه چگونه است.

همسرشان  آقا داود خوش‌اخلاق هستند شک ندارم، خانم یحیایی هم جزء خانم‌هایی هستند که هرکسی وارد خانه می‌شود آرامش و سکوت و تمیزی و عشق جاری است. امروز همان یوم الفصل است. خیلی قشنگ است و یک جورایی اولش خیلی دلهره‌آور است اما شک نکند که ایشان دارند به مرحله اسیستنتی قدم می‌گذارند چون هم‌دوره مرزبانی و هم لژیون داری را گذرانده و انشا الله می‌روند برای دوره اسیستنتی. به ایشان جایگاه قبلی‌شان و جایگاه فعلی را تبریک می‌گویم.

بابت پرورش ره جویان خوب که تحویل کنگره دادند به ایشان تبریک می‌گویم، نوه و نتیجه‌هایم را دوست دارم همه ی این ها پیوند محبت است. برای خودشان و مسافرشان و دخترخانم و آقاپسر کوچولویشان آرزوی موفقیت و شادابی دارم. امیدوارم هر جا که هستند لبشان خندان و دلشان شاد باشد و امیدوارم در جایگاه‌های بالاتر ایشان را ببینم. از بنرهایی که ره‌جویانشان زدند سورپرایز شدم. یک سال سبزه کنگره 60 را هم برای شعبه سمنان و هم برای شعبه آکادمی درست کردند و خیلی زیبا بود. به شعبه سمنان، به مرزبانان و به خودم و همسرشان تبریک می‌گویم.

خلاصه سخنان سر کار خانم یحیایی کمک راهنما:

در شکر صوفیانه بودائی،

در خلسه‌های ناب اهورایی،

نام تو را زمزمه می‌خوانم ای کنگره 60،

 ای حقیقت رهایی

خوشحالم و حس خوبی رادارم. فقط آن‌هایی که این حس را داشته اند می‌دانند که من چه می‌گویم. حس قشنگی هست. حس‌بین اشک و لبخند است. هم ناراحتم و هم خوشحال. هم یک حسی تازه دارم و هم یک حسی که،  تابه‌حال درکنگره بودم می‌توانستم بهتر از این باشم و شاید این‌طور نبودم. حس لبخندی که خوشحالم، ره‌جویانم به قول خانم منصوری پرورش پیدا کردند و درکنگره هم جایگاه‌های خدمتی را کسب نمودند.

من هم مثل همه عزیزانی که یک روز وارد کنگره شدند تازه‌وارد بودم خوش به حال آن تازه‌واردی که امروز وارد کنگره شد چون حس خوبی دارد و خواهد ماند. روز اولی که وارد کنگره شدم یک مهماندار مهربان مرا بغل کرد و آن کسی نبود جز خانم مریم کریم پور که باعث شدند من هنوز هستم. یکی هم مثل من در این جایگاهی که نشسته‌ام نشسته بود و دیدم چهره‌ای با اشک و لبخند دارد تولد اولین سال رهایی مسافرش بود. یک‌چیزهایی می‌گفت که هم برای من آشنا بود و هم غریب. یک‌کمی کنجکاوی کردم فهمیدم خانم فاطمه حافظی هستند و من جذب کنگره شدم جلسه تمام شد رفتم داخل لژیون .کسی نشسته بود که یک عشق دیگری در چشمانش داشت که بعداً فهمیدم مسافر خودش نمی آید ولی یک نگاهی داشت که جذب شدم و او کسی نبود جز خانم منصوری عزیز.

خیلی دوستشان دارم و اولین و تنها کمک راهنمای نمایندگی سمنان بودند. من به اجبار در لژیون ایشان نشستم اما بعداً افتخار می‌کردم که خانم منصوری راهنمای من شدند و آموزش‌های زیادی از ایشان گرفتم. به‌جرات می توانم بگویم که جایگاه امروزم را مدیون خانم منصوری هستم. دوست داشتم درکنگره باشم اما توانایی جایگاه راهنمایی را در خودم نمی‌دیدم که بخواهم راهنما شوم و ره جو پرورش دهم. یک ترسی همیشه در وجودم بود و یک جورایی باعث شدند که من راهنما شوم. اولین باری که آزمون کمک راهنمایی را دادم هنوز در عالم هپروت بودم ، قبول نشدم ، دفعه دوم جهان‌بینی و دفعه سوم فنی را قبول شدم و شال کمک راهنمایی به گردن من آویخته شد. آن روز خدا را شکر کردم که توانستم خودم را درکنگره ثابت کنم و بتوانم به دیگران کمک کنم.

اول از خواهر لژیونی‌های خوبم تشکر می‌کنم. از خانم جمالی و خانم پریسا ممنونم. از خانم عاطفه که اولین ره جوی من بودند ،الان شال کمک راهنمایی را به گردن دارند آخرین ره جوی من هم خانم الهه هستند. از همه تشکر می‌کنم که من را انتخاب کردند تا بتوانم خودم را پیدا کنم. آموزش گرفتم و آموزش دادم. همه اعضاء کنگره 60 شعبه سمنان را دوست دارم و این دوست داشتن برمی‌گردد به خانواده بزرگ کنگره 60 که دوست داشتند ما امروز در این جایگاه باشیم و خدمت کنیم. از مهندس دژاکام، خانم آنی عزیز، استاد امین که با آموزش‌های خوبشان کمک کردند تا امثال من بتوانند آموزش بگیرند و کاربردی نمایند؛ واقعاً انرژی می‌گیرم. مثل امروز که یک قوانینی به کنگره اضافه شد. اگر عاشق کنگره باشیم این قوانین و حرمت‌ها برایمان نقش سازندگی دارند. ممنونم از اینکه 4 سال به من فرصت دادند تا بتوانم در لژیون خدمت کنم. اگر بیشتر از این بود شاید نمی‌توانستم ادامه دهم و اگر کمتر بود هم شاید نمی‌توانستم خوب ادای دین کنم همه ی این‌ها حکمتی دارد و من همیشه تفکر بزرگ کنگره 60 را دوست دارم و برایشان احترام قائلم. از تمام مرزبانان که درگذشته بودند و هستند تشکر می‌کنم و از افرادی که در حال حاضر هستند هم تشکر می‌کنم و با همه آن‌ها عشق می‌کنم. به افرادی که در آینده به کنگره خواهند آمد هم عشق می‌ورزم چون قرار است کنگره با دستان آیندگان ادامه پیدا کند.

از خانم منصوری عزیز تشکرمی کنم. خیلی دوستشان دارم. امروزم را مدیون خانم منصوری هستم. روز رهایی چون خیلی وقت بود تهران نرفته بودم یک حس غریبی داشتم و آن زمان که خواستم گل رهایی را بگیرم دست گرم خانم منصوری را روی پشتم حس کردم و آرامش خاصی داشتم و آن باعث شد که من درکنگره بمانم. برجک زدن‌های خانم منصوری هم اینکه اگر ره جو را نگاه نکند خیلی سخت بود و ره جو مجبور بود که به دنبالش برود تا بتواند بفهمد کجای کارش ایراد داشت تا بتواند خودش را اصلاح کند.

قرائت لوح سپاس نگهبان کنگره 60 ، مهندس دژاکام توسط اسیستنت محترم خانم منصوری






تقدیر نامه







 مرزبان کشیک خانم پریسا 

تهیه و تنظیم : همسفر ام البنین ره جوی خانم یحیایی (لژیون دوم)

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
علی عربی چهارشنبه 28 تیر 1396 09:51 ق.ظ
سلام
.
.
.
عرض خداقوت و خسته نباشید به سرکار خانم منصوری و سرکار خانم یحیایی من نوبه خودم از زحمات شما تقدیر و تشکر می نماییم.

خداقوت به نویسنده محترم برای باز تاب خبر
موفق و پیروز باشید.
همسفر چهارشنبه 28 تیر 1396 09:09 ق.ظ
سلام خانم یحیایی عزیز تبریک بابت این همه سال خدمت صادقانه . متاسفم که در جلسه تجلیلتون حضور نداشتم چون اطلاع نداشتم و افتخار قدردانی از شما نصیبم نداشت . خیلی دوستون دارم و خیلی چیزها از شما یاد گرفتم . امیدوارم هرجه که هستید خوب و خوش و در پناه حق باشید. ره جوی شما بودن خیلی خوب اما من متاسفانه نتونستم تا آخر بمونم و از شما آموزش بگیرم
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات